کولاک

روزنوشته های من

شیخ بهایی
ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: تاریخی ، مذهبی

 

خیال باطلمطلبی در رایطه با بها الدین محمد معروف به شیخ بهایی

 

بهاءالدین محمد بن‏ حسین عاملی  معروف به شیخ بهائی (۸ اسفند ۹۲۵ خورشیدی، بعلبک تا ۸ شهریور ۱۰۰۰ خورشیدی، اصفهان) دانشمند نامدار قرن دهم و یازدهم هجری است که در دانش‌های فلسفه، منطق، هیئت و ریاضیات تبحر داشت. در حدود ۹۵ کتاب و رساله از او در سیاست، حدیث، ریاضی، اخلاق، نجوم، عرفان ، فقه ، مهندسی و هنر بر جای مانده است. به پاس خدمات وی به علم ستاره‌شناسی یونسکو سال ۲۰۰۹ را به نام او سال نجوم و شیخ بهایی نامگذاری کرد.

 

وی در بعلبک متولد شد. دوران کودکی را در جبل عامل در ناحیه شام و سوریه در روستایی به نام «جبع» یا «جباع» زیست، او از نژاد «حارث بن عبدالله اعور همدانی» بوده‌است (از شخصیت‌های برجسته آغاز اسلام، متوفی به سال ۶۴ خورشیدی). خاندان او از خانواده‌های معروف جبل‌عامل در قرن دهم و یازدهم خورشیدی بوده‌اند. پدر او از شاگردان برجسته شهید ثانی بوده است.

محمد ۱۳ ساله بود که پدرش عزالدین حسین عاملی به خاطر اذیت شیعیان آن منطقه توسط دولت عثمانی از یک سو و دعوت شاه طهماسب صفوی برای حضور در ایران، به سوی ایران رهسپار گردید و چون به قزوین رسیدند و آن شهر را مرکز دانشمندان شیعه یافتند، در آن سکنا گزیدند و بهاءالدین به شاگردی پدر و دیگر دانشمندان آن عصر مشغول شد. وقتی او ۱۷ ساله بود (۹۷۰ ق)، پدرش به شیخ‌الاسلامی قزوین به توصیه شیخ علی مشار از سوی شاه طهماسب منصوب شد. ۱۴ سال بعد، در ۹۸۴ قمری، پدر شیخ برای زیارت خانه خدا از ایران خارج شد اما در بحرین فوت کرد.

شخصیت علمی و ادبی و اخلاق و پارسای او باعث شد تا از ۴۳ سالگی شیخ‌الاسلام اصفهان شود و در پی انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان (در ۱۰۰۶ قمری)، از ۵۳ سالگی تا آخر عمر (۷۵ سالگی) منصب شیخ‌الاسلامی پایتخت صفوی را در دربار مقتدرترین شاه صفوی، عباس اول برعهده داشته باشد.

شیخ در فاصلهٔ سال‌های ۹۹۴ ق تا ۱۰۰۸ ق سفرهایی چند به خارج از قلمروی صفویه داشت.این سفرها برای زیارت، سیاحت، دانش‌اندوزی و همچنین به گفته برخی مورخان به سفارت سیاسی بوده است. مکه، مصر و شام از جمله مقصد این سفرها بوده است.

 

محمد بن حسین عاملی (شیخ بهایی) در مدت ۷۸ سال عمر خود با چهار تن از سلاطین صفوی معاصر بوده‌است ولی عمده فعالیت سیاسی او در دورهٔ دو پادشاه آخر گذشته.

1.       شاه طهماسب (۹۰۲ - ۹۵۴ خورشیدی) (از۹۶۶ (سال هجرت) تا ۹۸۴ق به مدت ۱۸ سال.)

2.       شاه اسماعیل دوم (۹۸۴-۹۸۵ق) (به مدت یک سال و اندی.)

3.       سلطان محمد خدابنده (۹۸۵-۹۹۵ق) (به مدت ۱۰ سال.)

4.       شاه عباس اول (۹۹۵-۱۰۳۸ق) (تا ۱۰۳۱ق (سال رحلت) به مدت ۳۵ سال.)

او در سال ۹۶۶ق در حالیکه سیزده سال داشت به همراه پدر(از شاگردان مطرح شهید ثانی) از جبل عامل به سمت ایران مهاجرت کرد.

دلیل این مهاجرت از یکسو افزایش تهدیدات حاکمان عثمانی نسبت به شیعیان جبل عامل و از سوی دیگر احترام فراوان حاکمان آن زمان ایران (پادشاهان صفوی) به عالمان دینی بود، حاکمان صفوی با این کار ضمن ترویج دین و کمک به اقتدار سیاسی ایران به تحکیم سلطنت ‏خود نیز کمک می‌کردند، عالمان شیعی نیز در این بستر مناسب ضمن ترویج مذهب تشیع اثنی عشری، از گسترش صوفیگری در جامعه آن زمان جلوگیری می‌کردند.

پس از سه سال اقامت در اصفهان، پدر با توجه به پیشینهٔ علمی و فقهی وبا توصیه شیخ علی منشار (شیخ الاسلام اصفهان) ، از سوی شاه طهماسب به صمت‏ شیخ الاسلامی قزوین (پایتخت) منصوب شد

شیخ‌آلاسلام مهم‌ترین منصب روحانیت در آن دوره بوده و وظیفهٔ آن رفع ظلم از مظلومان، امر به معروف و نهی از منکر و تحقیق و بیان احکام شریعت برای مردم بود. 

شش سال بعد عنوان شیخ الاسلامی پایتخت از او گرفته شد و شیخ‌الاسلامی مشهد و سپس هرات به او واگذار شد، نویسنده کتاب الهجرة العاملیة این اقدام شاه طهماسب را مصداق نفی بلد و تبعید سیاسی دانسته و دلیل آن را تلاش وی در احیا و اقامه نماز جمعه (که اقامه آن در عصر غیبت مورد اختلاف علما بود) در پایتخت صفویه می‌داند چرا که باعث ‏شد دولتمردان صفوی احساس خطر کنند و او را مانند محقق کرکی مانع بزرگی در برابر خواسته‏های خود بدانند . سرانجام پدر در سال ((۹۸۳ق) ایران را به قصد زیارت حج ترک کرد و بعد از انجام مناسک حج‏ به بحرین رفت، در آن‏جا اقامت گزید و(یک سال بعد وفات یافت

مدت این چهارده سال در پایتخت و در کنار پدر در مشهد و هرات بودن شیخ بهایی را با منصب و وظایف شیخ‏الاسلامی آشنا ساخت و آماده پذیرش این منصب بعد از پدر نمود. شواهدی است که نشان می‌دهد صمت شیخ‌الاسلامی هرات بعداز فوت پدربه پسر(شیخ بهایی) رسیده‌است، میرحسین بن حیدر کرکی (شاگرد شیخ بهایی) در روضات الجنات نقلی دارد که برداشت از آن این است که شیخ بهایی بعد از پدر، شیخ‌الاسلام هرات شده ، که اگر این برداشت صحیح باشد سال وفات پدر (۹۸۴ق) و سال بعداز آن که سالهای آشوب و هرج و مرج در دربار بوده  نمی‌تواند تاریخ اخذ این صمت باشد و احتمال دارد که شیخ بعد از این تاریخ به این سمت منصوب شده.

مؤلف الهجرة العاملیة در این مورد نیز معتقد است شیخ مانند پدراز مرکز سیاسی و قدرت (پایتخت) دور نگه‏داشته می‌شد .

البته تأییدی بر این منصب شیخ‏الاسلامی هرات در کتاب خیرالبیان وجود ندارد، آنچه درمورد این دوره از زندگی شیخ (جوانی) در خیرالبیان عنوان شده و قابل توجه‌است این است که شیخ در عنفوان جوانی سفری طولانی مدت به بلاد اسلامی انجام داده  و با توجه به اینکه در کتاب سلافة العصر مدت سفرهای شیخ را ۳۰ سال عنوان کرده .   و با در نظر گرفتن اینکه آخرین سفر شیخ در سال ۱۰۱۵ق[ بوده می‌توان احتمال داد که این سفر می‌تواند در همین سالها باشد یعنی ۹۹۴ یا ۹۹۶ که درآن موقع شیخ ۳۰ تا ۳۲ سال داشته است .

 


 
وبلاگ یک موش
ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: طنز ، در رابطه با وبلاگ

 

وبلاگ موش متفکر

------------------------------------------------------------------ 

  

 ورود به دانشگاه

دو دلم.از چند دانشگاه تو نیویورک پیشنهاد دارم و هم از دانشگاه موشکده در تهران.چون تهیه پاسپورت و گرفتن ویزا برام سخته،فکر کنم به جای رفتن به دانشگاه موسز آمریکا به همین دانشگاه موشکده خودمون برم.

 

نظرات:

 

موش موشک:با آرزوی موفقیت.چشمک

 

موش دم بریده:وبلاگ خوبی داری به من هم یه سر بزن.

 

 

گربه:من در کمین تو هستم.

 

 

 

پروفایل: موشک مموش زاده

 

لینکستان

کلوپ موش های مبارز

مرده باد گربه

درود بر موش

باشگاه موشها

گربه ای که از موش کتک خورد

 

 

 

 

 

 امکانات جانبی

تعداد بازدید:1234566576 

 RSS FEED

Powered by: PersianBlog

 

 بر اساس نوشته ای از وحید نیک گو

 

 

 


 
بنر وبلاگ من
ساعت ۳:٥۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: طراحی

کد برای ستون کناری:

<a href="http://tinypic.com" target="_blank"><img src="http://i44.tinypic.com/2n6ujns.gif" border="0" alt="Image and video hosting by TinyPic"></a>

کد برای مطلب:

http://i44.tinypic.com/2n6ujns.gif

 

بنر وبلاگ پسر عموی من

کد برای ستون کناری:

<a href="http://tinypic.com" target="_blank"><img src="http://i40.tinypic.com/2462h5s.gif" border="0" alt="Image and video hosting by TinyPic"></a>

کد برای مطلب:

http://i40.tinypic.com/2462h5s.gif


 
جک یا همون لطیفه
ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: طنز

مردی در قرعه کشی برنده شد و  پول کلانی بهش رسید.خبرنگاری که با او مصاحبه می کرد از او پرسید:قبض مخصوص شرکت در قرعه کشی را از کجا پیدا کردی؟مرد گفت:دزدیده ام.خبرنگار که دید خیلی ضایع شده بحث رو عوض کرد و پرسید:خب بفرمایید پدرتون چه کاره هستند.مرد جواب داد:چاقو کش.خبرنگار که دید اوضاع بدتر شده با دستپاچگی از مرد پرسید:خب بفرمایید که مادر شما چه کاره هستند؟مرد جواب داد:کیف قاپ.خبرنگار که عصیانی شده بود پرسید:خب.شما برادر هم دارید؟مرد جواب داد:بله یک برادر دارم تو دانشگاست.خبرنگار نفس راحتی کشید و گفت:بینندگان عزیز خیلی جالبه که از همچین خانواده ای شخصی وارد دانشگاه شده.حالا بفرمایید برادر شما در چه رشته ی تحصیل می کنه.مرد جواب داد:اون که تحصیل نمی کنه.وقت تولدش مرد.دکترا گفتند باید جنینش رو ببریم تو آزمایشگاه دانشگاه.خنده

 

نیشخندخندهلبخند

 

پسری تنبل شب قبل از امتحان بنیه علمی از هر کتاب یک صفحه خواند.بنابراین در ذهنش شلم شوربا شد.روز بعد در جواب سوال نادرشاه که بود نوشت:نادرشاه افشار مثلثی بود که از راه لوله ی آزمایشگاه وارد دشت چالدران شد و در جنگ با 370 گلبول سفید عثمانی شکست خورد سپس به وسیله ی  یک تلگراف به مزرعه ای رسید و در آنجا به ضرب گلوله سید جمال الدین اسد آبادی کشته شد.قبر او در پاریس پاسارگاد در کنار قبر امیر المومنین و مومنات می باشد.قهقهه

 

خندهقهقههخنده

بنی آدم اعضای یکدیگرند                               سر لقمه ای نان به هم می پرند                                              


 
کسانی که زود جوگیر می شوند
ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: کاریکاتور ، کمیک استریپ ، طنز

بعضی ها با دیدن فیلم های ژاپنی زود جوگیر می شوند و شکلشان را مثل سامورایی ها می کنند.

بعضی ها هم  با دیدن اروپایی ها تصمیم می گیرند مثل آنها بشوند برای همین دست به اقداماتی می زنند.از جمله عمل کردن دماغ و گذاشتن لنز.

بعضی ها هم با دیدن قمه کشها در فیلمهایی مثل  فیلم مدار صفر درجه خودشون رو مثل اونها می کنن.

بعضی ها هم با دیدن فیلم های وسترن خودشون رو شبیه گاوچرون ها می کنن.من هم یه زمانی همین کار رو می کردم.


 
فیلتر شدن وبلاگ هفت
ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ بهمن ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: در رابطه با وبلاگ ، کاریکاتور

 


 
عضویت در هلال احمر
ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ بهمن ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: اجتماعی

سلام من امروز به عضویت هلال احمر در اومدم.شاید اینطوری بتونم  از این راه خدا پسندانه به مردم کمکی بکنم.  


 
سومین برف امسال
ساعت ٧:۱٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: اجتماعی

خیال باطلبرف و تعطیلی

سلام.امروز دومین برف زمستانی و سومین برف امسال بیرجند باریدن گرفت.بعد از اینکه فهمیدم که دبستان ها تعطیل شدند و راهنمایی ها نشدند ناراحت شدم و به خودم گفتم:هرچند اونها بچه هستند ولی ما هم آدم هستیم!ناراحتاما یک ربع بعد شوهر خاله ی من زنگ زدند و گفتند که راهنمایی ها هم تعطیل شدند.از خود راضیمن هم با خوشحالی کلی دور خونه دویدم.نیشخندچشمکهورا ولی هممون دلمون به حال خواهرم که دبیرستانیه سوخت.گریه

به من زنگ بزنلطفا نظر بدهید


 
بمبهای حماس
ساعت ۳:٤٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ بهمن ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: سیاسی ، کاریکاتور ، طنز ، کمیک استریپ