کولاک

روزنوشته های من

خاطرات قلی
ساعت ٧:٠۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: طنز

شرح خاطرات(بیشتر دروغات) قلی از چهارشنبه سوری تا سیزده به در:

 

چهارشنبه سوری(٢٧ اسفند):

مثل بچه ی خوب نشستم کنار آتیش.

توجه:(البته قلی دروغ میگه.صبح تو جا میزش ده بسته ترقه سیگاری دیده شده)

 

٢٨ اسفند:تمام روز به مادرم برای خونه تکونی کمک کردم.

توجه:(  این هم دروغه چون کل روز قلی چرت می زده)

 

٢٩ اسفند:در چیدن هفت سین به پدرم کمک کردم

توجه:(البته قلی چرت میزده و در خواب و بیداری درمورد طرز چیدن هفت سین نظر می داده) 

 

سال تحویل(٣٠ اسفند):کل روز به عیدی گرفتن خلاصه میشه.

توجه:(البته قلی اون سه پرس چلو کبابی رو که توی خونه ی عمه اش خورده از قلم انداخته)

 

روز اول سال(١ فروردین):نشستم و کل پیک های نوروزی رو حل کردم.

توجه:(البته تو این روز قلی ٢۴ ساعته تو گیم نت دیده شده)

 

 ٢ فروردین تا ١٢ فروردین:در عید دیدنی ها خیلی مودب بودم و اصلا پور خوری نکردم.

توجه:(چی بگم.تا جایی که من میدونم قلی برای عیدی یقه ی صاحب خونه(مهمون)رو می گرفته و تو هر مهمونی ٢ ،٣ کیلو آجیل می خورده)

 

 سیزده به در(١٣ فروردین):روز طبیعت رو گرامی داشتیم.

توجه:(البته بیشتر با ریختن آشغال تو طبیعت!)

و برای بازگشت به مدرسه لحظه شماری می کردم.

توجه:(البته قلی با کلیه اعضای خانواده سراسیمه مشغول نوشتن پیک های نوروزی بوده اند)

 

 

 


 
بهار
ساعت ٧:٤۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ اسفند ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: اجتماعی

همه جا هوا گرم شده و دیگه خیلی تو این نواحی خبری از برف و باران نیست و خیلی از درخت ها هم شکوفه داده اند و دیگه باید منتظر رسیدن بهار باشیم.

سال تحویل:

ساعت 15 و 13 دقیقه و 39 ثانیه روز جمعه30 اسفند 1387 مطابغ 22 ربیع الاول 1430هجری قمری و 20 مارس 2009 میلادی

دز سال 1388به جز جمعه ها 25 روز تعطیل است.


 
و اما جایزه
ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: اجتماعی

سلام.امروز دیگه میخوام جوایز دوستانی رو که در مسابقه هوش برنده شدن رو بدم.

جایزه خیلی ناقابلی هست و شما به بزرگی خودتون ببخشید.

در روزهای عید به آنها تبریک گفته می شود البته با یک ایمیل که سعی می کنم تو ایمیل عکسی یا یک کارت پستالی بگذارم.

از آقای داوود روشنی عذر خواهی می کنم که بخش نظرات وبلاگشون خرابه و نمیتونم نظر بدم.

این  عکس هم یک کادوی همگانی!

 


 
جواب مسابقه هوش
ساعت ٢:٥٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: علمی

سوال١:یکیشون پدر بزرگه که دو تا پسر داره و هر پسرش دو پسر دارند.جمعش میشه ٧

سوال٢:ابتدا یک چراغ را روشن می کنیم و بعد از مدتی خاموشش می کنیم.چراغ بعدی را روشن می کنیم.به اتاق لامپ ها می رویم.لامپی که داغ هست لامپی است که مدتی روشن بوده و لامپی که روشن است هم همونیه که روشن کردیم.لامپی که سرد است هم لامپی است که روشن نشده.

سوال3:دوم میشویم

برندگان

سوال اول:محسن،مهری،٢٠٢،بهار نارنج

سوال دوم:داود روشنی

سوال سوم:سپهر آقاابراهیمی،محسن،مهری،202،بهار نارنج

 

 


 
مسابقه هوش
ساعت ۸:٥٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٧ اسفند ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: علمی

١-سه پدر هستند که هرکدام دو پسر دارند. همه ی آن ها قصد سفر را دارند. اما در هواپیما ٧ جای خالی است. چه کنند تا همه بتوانند سوار هواپیما شوند؟

٢-دو اتاق هستند. در اتاق اول ٣ لامپ است و در اتاق دوم ٣ پریز. ما در اتاق دوم هستیم و باید بفهمیم که کدام پریز مال کدام لامپ است. چه کنیم؟

٣-در مسابقه دو از نفر دوم جلو زدیم. حال ما چندم هستیم؟

 

پاسخ خودتان را در بخش نظرات بنویسید و بنویسید که هر جواب مربوط به کدام سوال است


 
حدیث ثقلین
ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ اسفند ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: مذهبی ، تاریخی

رسول اکرم:

من دو چبز گران قدر را در میان شما به امانت می گذارم.یکی قرآن کتاب خدا و دیگری اهل بیتم که عترت من هستند و این دو از هم جدا نمی شوند تا در قیامت بر من وارد گردند.

***

اربعین امام حسین را به تمام شیعیان تسلیت عرض می کنم.

نزدیک شدن رحلت رسول اکرم را به تمام مسلمین تسلیت عرض می کنم.

***