کولاک

روزنوشته های من

داستانی از امام علی(ع)
ساعت ۳:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ مهر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: مذهبی

مردی گرسنه از مزرعه ای عبور می کرد.او از کشاورز آن مزرعه پرسید:((غذایی داری تا به من بدهی؟))مرد کشاورز سفره ای باز کرد که در آن یک قرص نان بیات بود.نان آنقدر سفت بود که مرد نتوانست چیزی از آن بخورد.مرد کشاورز آدرس منزل علی ابن ابی طالب را به مرد گرسنه داد و به او گفت که در آنجا از او پذیرایی خواهد شد.مرد به خانه حضرت علی(ع)رفت و حسن و حسین به خوبی از او پذیرایی کردند.مرد گفت:((کشاورزی که آدرس اینجا را به من داد خود نانی بیات داشت که اصلا" نمی توان آن را خورد.))حسن و حسین به آن مرد گفتند که:((آن مرد علی ابن ابی طالب است و اینجا خانه ی اوست.


 
فوت پدربزرگ من
ساعت ٥:٠٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: اجتماعی

دیروز صبح که بیدار شدم خبری دردناک به من دادند.مادرم به من گفتند که دیشب پدربزرگم فوت کرده اند.ناراحتگریهگریهدل شکستهبعد از یک سال و چند ماه که مادربزرگ مادریم فوت کردند و بعد از چند سال که شوهر خاله ام فوت کردند پریشب داغ دلهایمان با شنیدن این خبر تازه شد.امروز همه در مدرسه به من تسلیت می گفتند.تشکر می کنم از کسانی که در بخش نظرات مطلب صفویه تسلیت گفتند و امیدوارم خدار رفتگانشان را بیامرزد.امیدوارم که اطرافیان تان  همیشه سالم باشند.

 


 
صفویه
ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: تاریخی

سلام.امروز مطلبی درمورد صفویه دارم.منبع این مطلب بازهم ویکیپدیا فارسی است.

 

***

 

شیخ صفی‌الدین اردبیلی، نیای بزرگ صفویان هشتمین نسل از تبار فیروزشاه زرین‌کلاه بود. فیروزشاه از بومیان ایرانی و کردتبار بود   که در منطقه مغان نشیمن گرفته بود. زبان مادری شیخ صفی‌الدین تاتی بود  و اشعار تاتی او امروزه در دست است. تاتی یکی از زبان‌های ایرانی و زبان بومی آذربایجان بوده‌است.

دودمان پادشاهی صفویه به وسیله شاه اسماعیل اول با اتکا بر پیروان طریقت تصوف علوی تأسیس شد. این پیروان که عمدتاً از ایلهای آناتولی بودند ,و بعداً به قزلباش‌ها ملقب شدند بر سر اعتقادات خود سالها به طرفداری از آق‌قویونلو‌ها و قراقویونلو‌ها درگیر جنگهای پیاپی با دولت عثمانی بودند. اسماعیل جوان نوه شیخ جنید، پسر شیخ صفی الدین و نوه اوزون‌حسن آق قویونلو تحت آموزش بزرگان قزلباش (موسوم به اهل اختصاص) پرورش یافت و رهبر دینی آنان بشمار می‌آمد.

ایجاد و قدرت گرفتن سلسله صفوی نتیجه حدود ۲۰۰ سال تبلیغات فرهنگی صوفیان صفوی بود. اگر به این نکته دقت کنیم که شاه اسماعیل در زمان تاجگذاری ذر تبریز تنها ۱۴ سال داشت ارزش این سابقه فرهنگی بیشتر مشخص می‌گردد.پس از فرو پاشی خلافت عباسی در بغداد محور اصلی ارایه یک مذهب و گرایش رسمی از اسلام از میان رفت.به این ترتیب از بین رفتن دستگاه خلافت رسمی درکنار عواملی چون نابسامانی ناشی از حمله مغولان و میل به درونگرایی مردم و تساهل مذهبی مغولان موجب رونق فراوان فرقه‌های مختلف از جمله شاخه‌های مختلف تصوف شد. پیروان شیخ صفی الدین نیز در واقع مبلغ فرقه خاصی از تصوف مبتنی بر مذهب شیعه دوازده امامی بودند(هر چند در مورد اینکه شخص شیخ صفی الدین شیعه بوده‌است تردیدهایی وجود دارد).اعتقاد قزلباشان به این فرقه از تصوف تا پیش از سلطنت شاه عباس اول مهم‌ترین عامل قدرت صفویه بود.قزلباشان تا پیش از جنگ چالدران در واقع نوعی الوهیت برای شاه اسماعیل قایل بودند که با شکست در جنگ این اعتقاد آنها رو به سستی نهاد.

پادشاهان صفوی

  -ببخشید که نامرتبه هر کاری که کردم نتونستم مرتبشون کنم-

  • شاه اسماعیل
  • شاه طهماسب اول
  • شاه اسماعیل دوم
  • سلطان محمد خدابنده
  • شاه عباس اول
  • شاه صفی
  • شاه عباس دوم
  • شاه سلیمان
  • شاه سلطان حسین
    • شاه طهماسب دوم 
    • شاه عباس سوم
      • شاه اسماعیل سوم

     

    دانشوران دوره ی صفوی

  •  مولانا فیض کاشانی

    • شیخ بهایی
    • میرداماد
    • میرفندرسکی
    • ملاصدرا

ارزش تاریخی دوره صفوی

رسیدن ایرانیان به مرزهای طبیعی خود، و در بعضی مواقع به ویژه در عهد پادشاهی شاه عباس بزرگ و ناد به مرز دوران ساسانیان به ایران شکوه و جلال پیشین را باز داد. برای اروپا که جداً در معرض خطر دولت عثمانی بود، بسیار گرانبها و ارزشمند محسوب می‏شد، به نحوی که مآل اندیشان قوم در آن دیار، دولت صفوی را مایه نجات خویش و نعمتی برای خود می‏پنداشتند و به همین سبب با پیامهای دلگرم کننده خود، پادشاهان ایران را به ادامه نبرد و ستیز با عثمانی تحریض می‏کردند. بعد از عقب نشینی سلطان سلیمان قانونی از آذربایجان و تحمل تلفات سنگین سپاه عثمانی از سرما و برف و فقدان آذوقه، فرستاده ونیز در دربار عثمانی به پادشاه خود نوشت: «تا آنجا که عقل سلیم گواهی می‏دهد این امر جز مشیت باری تعالی چیز دیگری نیست زیرا می‏خواهد که جهان مسیحیت را از ورطه اضمحلال نهایی رهایی بخشد.... / نقل قول از ترویزیانو سفیر دولت ونیزیا در دربار سلطان عثمانی؛ بنگرید به تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران.... طاهری، ص ۱۹۳» و سفیر دیگری از دولتهای فرنگ که در استانبول به سر می‏برد، همین معنی را بدین عبارت بیان کرد که: «میان ما و ورطه هلاک فقط ایران فاصلهاست، اگر ایران مانع نبود عثمانیان به سهولت بر ما دست می‏یافتند.... / نقل قول از بوسبک سفیر فردیناند در دربار عثمانی؛ بنگرید به تاریخ ادبیات، بروان، ج ۴، ص ۸».

برخی میپندارند تشکیل دولت صفوی زیانی بزرگ برای جهان اسلام بود، بدین معنی که با رسمی کردن تشیع، و ضعیف ساختن تسنن، یکپارچگی مذهبی سرزمینهای اسلامی را که تا آن دوران باقی مانده بود، از میان برد و آن محیط پهناور و یگانه جغرافیایی را از میان قطع کرد و به خطر انداخت. لازم به ذکر است، پیش از این در قرنهای چهارم تا ششم هجری دولت اسماعیلی فاطمیان در مصر خلافتی در مقابل خلافت عباسی تأسیس کرده بود و تا زمانی که هر دو دولت قدرتمند بودند، هیچ مشکلی در مقابله با صلیبیان نداشتند. بنا بر این قطعا این نخستین بار نبود، که یک حکومت رسمی شیعی تأسیس میشد. ثانیاً قدرت دولت عثمانی و توسعه پیاپی آن بدون پشتوانه فرهنگی و اجتماعی لازم صورت میگرفت. به طوری که علی رغم چند قرن سلطه بر یونان، بالکان و چند کشور دیگر اروپایی تنها عده کمی از مردم آن نواحی مسلمان شدند و هر چند این مطلب درست است که عثمانی بر اثر مناقشه‏های ممتد با صفویان همواره از مرزهای شرقی خود بیمناک بود و ناگزیر بخشی بزرگ از نیروی نظامی خویش را در آن جانب صرف می‏کرد و از پیشرفت و تمرکز نیرو در جبهه‏های اروپا باز می‏ماند، اما شکستهای بزرگ عثمانی در اروپا بعد از محاصره وین در سال ۱۶۸۳ میلادی و هم‌زمان با افول و اضمحلال دولت صفوی رخ می‌دهد. در واقع عامل اصلی شکست عثمانیان نه پیدایش دو حکومت شیعه و سنی، بلکه برتری ادوات نظامی اروپاییان در قرن هجدهم و ضعف ساختارها و بنیههای اقتصادی و اجتماعی عثمانی نسبت به جوامع اروپاست. ر.ک. برخورد فرهنگها، برنارد لوئیس

صَفَویان از دودمان‌های ایرانی بودند که بین سالهای ۸۸۰ تا ۱۱۱۱ خورشیدی، بر ایران و بخشی از سرزمین‌های نزدیک آن فرمانروایی کردند.

 

ساختار حکومتی دولت صفوی

سیستم حکومتی صفویان در ابتدا ترکیبی از ساختار سلسله مراتبی صوفیان و ساختار سنتی حکومت در ایران بود. به این صورت که در بالای هرم قدرت شاه قرار داشت که هم شخص اول حکومت و هم مرشد کامل بود و پس از او وکیل یا وکیل نفس نفیس همایون بود. وکیل دارای نقش وزیر اعظم (رییس دیوانسالاری) بود و هم واسط بین مرشد کامل و صوفیان.در ساختار نظامی قبایل قزلباش نیز سلسله مراتب قبیلگی صوفیانه وجود داشت.اما دیوانسالاری حکومت بر اساس ساختاراهای کهن ایرانی عمل می‌کرد چراکه قزلباشان از ابتدا در امور دیوانی نقش چندانی نداشتند. نقش شاه به عنوان مرشد پس از جنگ چالدران تضعیف شد و این امردر زمان شاه طهماسب و سلطان محمد خدابنده و شاه عباس ادامه یافت به تدریج نقش اعتقادات صوفیان در ساختار حکومتی کاهش یافت به طوریکه منسب وکالت به کلی از میان رفت و بسیاری از اختیارات مقامات صوفی به مقامات دیوانی تفویض شد.اقدامات عامدانه و هوشمندانه شاه طهماسب و شاه عباس در کاهش اعتقادات صوفیانه، برای کنترل کردن خودسری‌های سران قزلباش در این روند نقش بسیاری داشت.در زمان شاه عباس شاهد ایجاد سازمان حکومتی جدیدی هستیم که بر اساس الگوی دیوانسالاری کهن ایرانی بنا شد و تا پایان حکومت قاجارها تقریباً پایدار ماند. در این ساختار حکومتی شاه در راس هرم قدرت قرار دارد.فرمانهای او قانون محسوب می‌شود و کسی حق مخالفت با او را ندارد.وزیر اعظم بالاترین مقام اجرایی پس از شاه است و ریاست نظام دیوانی را بر عهده دارد.وی واسطه میان دولتیان و شاه است.گزارشاتی که از ادارات وسازمانهای برای شاه فرستاده می‌شوند ابتدا توسط وی خوانده می‌شوند و در صورت صلاحدید وی به اطلاع شاه می‌رسند.در مورد شاهان صفوی پس از شاه عباس باید یاد آور شد که از وظایف مهم وزیر اعظم جلوگیری از رسیدن اخبار و گزارشات ناراحت کننده به شاه بود! منزل وزیر اعظم معمولاً نزدیک کاخ شاه بود تا در صورت نیاز به کسب نظر شاه در تصمیم گیری به سرعت بتواند به شاه مراجعه نماید.


 
ولای علی
ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: مذهبی ، ادبی

سلام.امروز  شعری از شهریار براتون دارم که درمورد امام علی(ع) است.

ولای علی

   علی آن شیر خدا شاه عرب                                     الفتی داشته با این دل شب

    شب ز اسرار علی آگاه است                                  دل شب محرم سر الله است

    فجر تا سینه ی آفاق شکافت                                  دل بیدار علی خفته نیافت

    ناشناسی که به تاریکی شب                                 می برد شام یتیمان عرب

    عشق بازی که هم آغوش خطر                                خفت در خوابگه پیغمبر

     آن دم صبح قیامت تاءثیر                                        حلقه ی در شد از او دامن گیر

     دست در دامن مولا زد در                                        که علی بگذر و از ما مگذر   

     شال می بست و ندایی مبهم                                   که کمربند شهادت محکم

     شبروان مست ولای تو علی                                      جان عالم به فدای تو علی


 
چند تا عکس ، چند تا کلام
ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ مهر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: اجتماعی ، طنز ، کمیک استریپ

 این عکس ها را خودمون گرفتیم.چشمک

بالاخره نفهمیدیم باید به کدوم سمت بریم!قبلا" هم یک عکس از اشتباه یک پارچه نویس انداخته بودم.اخه چرا باید اینقدر بی دقتی کرد.اگر یک نفر این عکس رو ببینه چی می گه؟! 

 

 

 

وقتی که پرتقال های خودمون اینقدر درشت تر از پرتقال های خارجی هستند چرا باید اینقدر از شیلی میوه وارد کرد و کشاورزهای خوبمون رو از کار بیکار کرد؟!چرا اینقدر باید به کشورهای دیگر وابسته بود.اون هم در حالی که ما خودمون پرتقال داریم.خوبش رو هم داریم.خدا وکیلی بگین الآن هوس کدوم یک از این پرتقال ها را کردین؟

 

 

 من خیلی سوارکاری رو دوست دارم.اینجا توس است و من هم سوار بر اسب.

 

 من در کنار یک شتر در ماه محرم.هرچند که شترها ناز و عشوه دارند ولی خیلی باحالن.خیلی عجیبه که این حیوان های تغریبا" یک تنی از ما می ترسند.

 

این هم یک شتر گنده.خدا نکنه کسی با همچین شتری تصادف کنه.

 

 می خواستم باز هم عکس بندازم ولی تاینیپیک کند شد و حوصله نکردم.

 

 


 
معرفی بیرجند
ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ مهر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: تاریخی ، ادبی ، اجتماعی

بیرجند شهر مادری من است و اصفهان شهر پدری من.من امروز که وبلاگم یک ماهه شده می خواهم در مورد شهر مادری خود مطلبی بنویسم.لبخندالبته این مطلب را از ویکیپدیا پیدا کرده ام.با مطالعه این مطلب فهمیدم که هرچند بیرجند شهر کوچکی است اما تاریخ درخشانی دارد.

 ***

شهر بیرجَند مرکز استان خراسان جنوبی و مرکز شهرستان بیرجند در شرق ایران است. این شهر در سال ۱۳۸۵، تعداد ۱۵۷٬۸۴۸ نفر جمعیت داشته‌است. شهر بیرجند، اولین شهر در ایران است که دارای سازمان آبرسانی بوده و بنگاه آبلوله بیرجند به عنوان اولین سازمان آبرسانی ایران شناخته می‌شود. این شهر همچنین دومین شهری در ایران است که در سال ۱۳۰۲ و پیش از تهران ، از لوله‌کشی آب شهری برخوردار گردید. مدرسه شوکتیه این شهر، سومین مدرسه آموزش به سبک جدید، بعد از دارالفنون و رشدیه تبریز است. به علت موقعیت سیاسی و استراتژیک شهر بیرجند، سومین فرودگاه کشور در سال ۱۳۱۲ پس از قلعه مرغی و بوشهر، در این شهر ساخته شد   و  تا پیش از جنگ جهانی دوم ، دو کنسولگری انگلستان و روسیه در بیرجند، مشغول فعالیت بوده‌اند.

 

آقای رجبعلی لباف خانیکی در مقاله خود تحت عنوان "تأملی در نام بیرجند"، بیرجند را مرکب از دو جزء "بیر" و "جند" می‏داند. "بیر" در پارسی باستان به معانی رعد و برق، صاعقه و طوفان و "جند" که معرّب "کند" است به زبان فرارودی به معنی مکان و شهر آمده‌است. با توجه به نامهای مناطق و شهرها در خراسان بزرگ ، مانند تاشکند، خجند، سمرقند و ...، این وجه تسمیه درست تر به نظر می‌رسد.

 

علاوه بر نام بیرجند که ساختار آن برگرفته از زبان پهلوی بوده و به دوران پیش از اسلام باز می‌گردد، بنا به روایتی ، بیرجند، احتمالاً در اواخر حکومت ساسانیان و توسط زرتشتیان یزدی و کرمانی به عنوان منزلگاهی در حاشیه کویر و در مسیر عبور از کویر به سمت شمال خراسان بزرگ و ماوراءالنهر بنا شده‌است .[۶]

اشعار حکیم نزاری، وجود محله‌ای به نام گبرآباد در بافت قدیمی شهر، کاوشهای به عمل آمده از قلاع دختر در "بند دره" و "قلعه دره"، و نیز کتیبه به‏دست آمده از کال جنگال در روستای ریچ از توابع خوسف، "تخته سنگ لاخ مزار" واقع در روستای کوچ ، سنگ نگاره و کتیبه‏های پهلوی اشکانی در دره "استاد تنگل"، حکایت از قدمت چند هزار ساله بیرجند دارد.

همچنین علاوه بر وجود گورستانهای زرتشتی‌ها در اغلب روستاها و نیز وجود آتشکده‌های سفلی و علیا .[۶] که دال بر قدمت تاریخی این منطقه‌است، نام برخی از روستاهای اطراف شهر بیرجند دارای ریشه پهلوی و اساطیری هستند، مانند: گیو، سهراب، ماژان، سلم آباد، درخش، خراشاد، رودک، دستجرد، چاج، چهکند، جمشیدآباد و ...

قدیمی ترین اثر درون شهری بیرجند، مسجد جامع آن است که در سال ۷۵۰ هجری قمری بنا شده‌است.

احتمالا یاقوت حموی اولین جغرافیدانی است که از «پیرجند» به عنوان یکی از شهرهای منطقه قهستان یاد کرده‌است. حمدالله مستوفی «بیرجند» را از شانزده ولایت قهستان و مرکز ولایتی با توابعی چند دانسته که در آن مقدار فراوانی زعفران, انگور, میوه و اندکی غله به دست می‌آمده‌است.

زین العابدین شیروانی, بیرجند را قصبه‌ای شهر مانند از توابع خراسان و دارالملک قهستان معرفی کرده و افزوده‌است که قریب به چهار هزار خانه دارد. آب بیرجند از کاریز تأمین می‌شود و مردمش همگی شیعه اند. اعتمادالسلطنه نیز آن را از قرای قهستان دانسته‌است. برخی بیرجند را به علت کوچکی آن «برکند» ثبت کرده‌اند بر به معنای «نصف» و کند به معنای «شهر» در مجموع به مفهوم قصبه.

بیرجند در قدیم چند بار به علت زلزله ویران شده‌است. در فرهنگ عامه بیرجند، داستانهای بسیاری درباره ویرانی بیرجند در یک زلزله عظیم و سکونت دسته‌ای از کولی‌‌های چادرنشین در آن، نقل شده‌است. این شهر از عهد صفویه که خانواده امیریه در آنجا امارت یافتند رو به اعتبار گذاشته‌است.

در اواخر دوره صفوی و پس از قتل نادر شاه با استقرار خاندان خزیمه , بیرجند مرکز قهستان شد. با زوال دولت صفوی و رسوخ کشورهای اروپای غربی به هند و آسیای شرقی از راههای دریایی و زمینی , بیرجند که در مسیر عمده ترین راه زمینی این ارتباط قرار داشت محل عبور اغلب سیاحان, جهانگردان یا مأمورانی شد که در نوشته‌های خود اطلاعات فراوانی درباره شهر و منطقه به جا گذاشته‌اند.

 

بیرجند
ارگ کلاه فرنگی بیرجند
اطلاعات کلی
نام رسمی: بیرجند
کشور: ایران
استان: خراسان جنوبی
شهرستان: بیرجند
بخش: مرکزی
بیرجند

 

 

مردم
جمعیت ۱۵۷٬۸۴۸ 
رشد جمعیت: ۲٪
تراکم جمعیت: ۳۶۹۷
نفر بر کیلومتر مربع
زبان‌های گفتاری: فارسی
مذهب: اسلام (شیعه و سنی)
جغرافیای طبیعی
مساحت: ۴۲٫۷ کیلومتر مربع
ارتفاع از سطح دریا: ۱۴۹۱ متر[۲]
آب‌وهوا
میانگین دمای سالانه: ۱۶٫۵ درجهٔ سانتی‌گراد[۲]
بارش سالانه: ۱۷۱ میلی‌متر[۲]
اطلاعات شهری
   
ره‌آورد: زعفران، زرشک، عناب، فرش
پیش‌شماره تلفنی: ۰۵۶۱
وب‌گاه: شهرداری بیرجند
تصویر هوایی از شرق شهر بیرجند. از چپ به راست: خیابان پاسداران، عدل، معلم و غفاری

تصویر هوایی از شرق شهر بیرجند. از چپ به راست: خیابان پاسداران، عدل، معلم و غفاریعینک

 
شهرآورد
ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٢ مهر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: ورزشی

 امروز دو تیم تهرانی استقلال و پرسپولیس در ورزشگاه آزادی به مصاف هم رفتند.نیمه اول بدون گل تمام شد،اما با آغاز نیمه دوم آرش برهانی در همان ابتدا دروازه مهدی واعظی را باز کرد.در اواسط نیمه دوم تماشاگران با پرتاب صندلی   به داخل زمین چند دقیقه را تلف کردند و اما در دقیقه ٨٧ علی کریمی با ضربه سر دروازه طالب لو را باز کرد.البته خوب شد که مساوی شدند.چون اگر کسی بازی را می برد شرکت واحد ورشکست می شد.

نتیجه شهرآورد تهران

   شیطاناستقلال ١             ١ پرسپولیسدلقک    


 
پایان ماه رمضان
ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ مهر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: مذهبی ، اجتماعی

سلام.عیدتون مبارک.هوراقسمت آخر فیلم شبکه دو"مثل هیچکس"دیشب پخش شد و امشب هم قسمت آخر "بزنگاه"به همراه پشت صحنه اش از شبکه سوم سیما پخش خواهد شد.فکر می کنم که فیلم شبکه یک "روز حسرت"فردا پخش شود،فیلم شبکه پنج"مامور بدرقه"را هم نمی دونم که کی تمام می شود،شاید اصلا تمام شده باشد.راستی در نظر سنجی وبلاگم در مورد فیلم های ماه رمضان شرکت کنید.این نظر سنجی زیر جعبه "امکانات جانبی "قرار دارد.من امسال هجده روز روزه گرفتم و متاءسفم که نتونستم بیشتر روزه بگیرم.گریه


 
دخترهای تخم مرغ فروش
ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ مهر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: ادبی

عینکاین داستان رو دوست عزیزم جمال برایم فرستاده.لبخند

مادری که کارش خرید و فروش تخم مرغ بود ، برای فروش ،9 جعبه ی 10 تایی تخم مرغ داشت. سه دخترش را به بازار فرستاد و به دختر بزرگ تر که از همه فهمیده تربود ، 10 تخم مرغ سپرد. به دیگری 3 جعبه ی 10 تایی و به سومی 50 تخم مرغ .درضمن به دختر ها یش گفت : در مورد قیمتی که شما می فروشید بین خودمان قرارمی گذاریم. هر یک از شما باید تخم مرغ هایتان را به قیمتی بفروشید که دیگری فروخته است ،ولی انتظار من این است که با وجود این ، پولی که دختر بزرگ من بابت 10 تخم مرغ و دختر دوم من ، بابت 30 تخم مرغ و دختر سوم من ، بابت 50تخم مرغ می آورند با هم مساوی باشند. در ضمن می خواهم که هر 10 تخم مرغ از1000تومان و کل تخم مرغ ها از 9000 تومان کم تر به فروش نرسند.
دختر ها قبل از این که به بازار بروند، نشستند تا مشورت کنند . دختر بزرگ گفت:خواهران، ما آن طور که تا حالا عمل می کردیم، تخم مرغ ها را 10 تایی نخواهیم فروخت بلکه 7 تایی عرضه خواهیم کرد . قیمت هر 7 تخم مرغ را هم، همان طور که مادرمان سفارش کرده است یک جور می گذاریم. برای هر 7 تخم مرغ ، 300 تومان .
دختر دوم گفت : ارزان نیست؟ دختر بزرگ جواب داد :من قبلا" تحقیق کرده ام که غیر از ما کس دیگری در بازار ، تخم مرغ نمی فروشد.بنابراین هیچ کس نمی تواند قیمت بازار را بشکند .وقتی تقاضا بالا و کالا رو به اتمام است، می توان قیمت را بالاتر برد و در نتیجه آخر کار ، قیمت ها جبران خواهد شد.
دختر دوم پرسید: بقیه را به چه قیمتی خواهیم فروخت؟ دختر بزرگ گفت: هر تخم مرغ را به900 تومان خواهیم فروخت!!! دختر دوم گفت: آخر این خیلی گران می شود و دختر بزرگ جواب داد: ما که تخم مرغ های 7 تایی اول را ارزان می فروشیم باید با پول بقیه ، آن را جبران کنیم . به این ترتیب هر سه دختر با هم توافق کردند.به بازار رفتند . هر یک از آن ها در جای جداگانه ی خود قرار گرفت و آماده ی فروش شد.خریداران به طرف کوچک ترین دختر که 50 تخم مرغ داشت ، هجوم آوردند و ارزانی قیمت او را تحسین کردند . او 7 دسته ی 7 تایی تخم مرغ فروخت و 2100 تومان گرفت و در سبد او یک تخم مرغ باقی ماند . دختر دوم که 30 تخم مرغ داشت، بابت 4 دسته ی تخم مرغ 7 تایی ، 1200 تومان گرفت و در سبد او دو تخم مرغ باقی ماند وبالاخره دختر بزرگ که 10 تخم مرغ داشت 300 تومان بابت 1 دسته ی 7 تایی تخم مرغ گرفت و سه تخم مرغ در سبدش باقی ماند. در این موقع آشپز باشی هتل به بازار آمد تا برای یکی از مهمانان که خیلی نیمرو دوست داشت ، تخم مرغ بخرد. آشپز همه ی بازاررا چرخید و بالاخره پیش 3 فروشنده آمد و دید که آن ها تنها 6 تخم مرغ برای فروش دارند . آشپز ابتدا پهلوی دختر بزرگ رفت و گفت : 3 تخم مرغت را چند می فروشی؟ دختر گفت : هر یک به 900 تومان . آشپز گفت : مگر دیوانه شده ای؟
دختر گفت: میل شماست، این آخرین قیمت است ، ارزان تر نمی دهم. آشپز گفت: چرا؟ دخترگفت: هر تخم مرغ 900 تومان است ، هر جا بروی همین قیمت است.
آشپز از دختر دوم پرسید: تو 2 تخم مرغت را چند می فروشی ؟گفت:هر یک به900 تومان. و بالاخره با مراجعه به کوچک ترین دختر نیز همین جواب را گرفت.
راه دیگری برای آشپز باقی نماند . ناچار شد تخم مرغ ها را با همان قیمت باورنکردنی بخرد . آشپز بابت سه تخم مرغ به دختر بزرگ 2700 تومان پرداخت کرد.در نتیجه جمع فروش دختر بزرگ 3000 تومان شد. دختر دوم برای دو تخم مرغ باقی مانده ی خود ، 1800 تومان گرفت، در نتیجه جمع فروش دختر دوم نیز 3000 تومان شد و بالاخره کوچک ترین دختر برای یک تخم مرغ خود ، 900تومان گرفت و در نتیجه جمع فروش وی نیز 3000 تومان شد.
آن وقت دختر ها به منزل برگشتند و هر کدام 3000 تومان به مادر دادند . مادر از این که دید سفارش های او را با دقت انجام داده اند و به ویژه از این که روی هم 9000 تومان پول برای او آورده اند ، خوشحال شد و دختر بزرگ را به خاطر هوش و درایتی که داشت مورد تحسین قرار داد. 

 


 
یک عالمه اطلاعات درمورد تن تن
ساعت ٥:٤٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ مهر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: تازه ها

 منبع خبرنگاران صلح

1. وقتی هرژه 18 ساله بود، در روزنامه ای به نام «قرن بیستم» شروع به کار کشیدن استریپ کرد. همانجا بود که شخصیت «توتور» (Totor) را خلق کرد، موجودی که بعدها سر و شکل جالبی پیدا کرده و تن تن نام گرفت.

 

2. چندی پیش، یک تیم تحقیقاتی در اروپا شروع به ساخت هواپیما با انرژی خورشیدی کردند که سرپرستی این تیم بر عهده نوه پرفسور تورنسل بود؛ یعنی نوه آقای Auguste Piccard که هرژه برای آفریدن شخصیت تورنسل از او الهام گرفته بود.

 

3. طبق پژوهش یک پرفسور کانادایی که در ژورنال پزشکی کانادا هم چاپ شده، تن تن مشکل هورمونی داشته! این پرفسور با مطالعه کتاب های تن تن مشاهده کرده که این شخصیت حدود 50 دفعه بر اثر ضربه به سر بیهوش شده. همین امر موجب شده تن تن به مشکل کمبود هورمون رشد و همچنین hypogonadotropic hypogonadism دچار بشود و همین هم جوان ماندن تن تن، تاخیر در بلوغ و کمبود احساسات جنسی او را توجیه می کند!

 

4. گفته می شود شخصیت «راستاپوپولوس» یعنی همان یونانی خرپول، که توی کار قاچاق مواد است و دشمن اصلی تن تن به حساب می آید؛ از شخصیت «اوناسیس» ثروتمند آمریکایی که رقیب عشقی جان اف کندی بود، الهام گرفته شده.

 

5. سال گذشته دولت کنگو به نشانه اعتراض به گفته های وزیر امور خارجه بلژیک، سفیرش را از کشور زادگاه تن تن فراخواند. رئیس جمهور کنگو در اینباره گفته بود: «وزیر خارجه بلژیک، مثل تن تن رفتار کرده!» یعنی مثل ماجرای «تن تن در کنگو» رفتار نژادپرستانه از خودش نشان داده. ولی بعد سیاسی ها آشتی کردند و قضیه به خیر گذشت!

 

6. در کنار فستیوال ها، سالگردها، یادبودها و خلاصه همه برنامه هایی که هر سال به یاد تن تن در بلژیک برگزار می شود، هواداران این موجود محبوب روز 26 سپتامبر هم یک مراسم ویژه دیگر دارند: سالگرد تاسیس مجله کمیک تن تن.

 

7. مجله کمیک استریپ تن تن تا سال 1993 هم منتشر می شد ولی بعد از چند بار عوض کردن اسم، بالاخره تعطیل شد. برخلاف انتظار، این مجله به هرژه تعلق نداشته بلکه پس از جنگ جهانی دوم که هرژه به دلیل کار کردن در زمان اشغال بلژیک توسط نازی ها، مغضوب همکاران واقع شده بود، توسط یکی از دوستانش به نام «ریموند لابلانک» راه افتاد. ماجراهای تن تن در این مجله ادامه یافته و بعد شهرت جهانی پیدا کرد. سری داستان های «بلیک و مورتیمور»، به قلم «ادگار پییر ژاکوب» همکار و دستیار هرژه، در مجله تن تن متولد شد.

 

8. این نقل قول را هم از «جواد مجابی» نویسنده معروف داشته باشید: «در کتاب های تن تن، قهرمان داستان در دنیای فردی اش که با منطق دنیای بزرگترها ناسازگار است، حرکت می کند. چه ماجراهایش واقعی باشد و چه خیالی، داوری اخلاقی در کار نیست. اخلاق خاص بزرگترها که بر ساخته قراردادهای اجتماعی است، راه شیطنت های او را نمی بندد. ذهن بچه به این نتیجه می رسد که تخیل حد و مرزی ندارد و تو دائماً می توانی رشد کنی و متفاوت باشی. از دیگران و حتا از خودت.» قابل توجه آن ها که به بهانه جلوگیری کتاب های مصور از خیالپردازی و خلاقیت کودکان، سال ها مانع چاپ شان شدند.

 

9. می دانستید که نسخه انگلیسی کتاب «تن تن در کنگو» خیلى کم یاب است؟ چرا؟ چون انگلیسى ها به دلیل وجود آنچه «نمادهاى نژادپرستى» در این کتاب می دانستند، آن را چاپ نکردند. بریتانیایی ها معتقد بودند در این داستان سیاه پوست ها احمق جلوه داده شده و به آن ها توهین شده است. البته این قسمت، از اولین کتاب هاى هرژه بود و می شود گفت جوانی و بی تجربگی کار دستش داد.

 

10. در سال 1999 میلادی، اعضای پارلمان فرانسه سر این که «آیا تن تن چپى است یا راستى؟» بحث داشتند؛ «دیدیه کوئینتین» نماینده حزب گلیست و طرفدار رئیس جمهور ژاک شیراک، با این ادعا که تن تن ضدکمونیست و ضد حکومت های کاپیتالیستی مبتنی بر درآمد نفت بوده است، سعی می کرد مواضع او را نزدیک به مواضع راست میانه حزب گلیست فرانسه اعلام کند. از طرف دیگر «یان گلو» نماینده حزب سوسیالیست نخست وزیر لیونل ژوسپن، سعی می کرد با اشاره به مواضع تن تن در مورد مواد مخدر و دیگر مواضعی که به نوعی به جهت گیری های چپ های میانه رو فرانسوی نزدیک است، او را به نفع حزب خود مصادره کند! خب البته این بحث به هیچ نتیجه قابل ذکری نرسید جز یک حاشیه دیگر برای این شخصیت معروف و کتاب داستان هایش.

 

11. در یک نظرخواهی از کاربران سایت اینترنتی رسمی تن تن؛ کاپیتان هادوک با 60 درصد آرا، محبوب ترین شخصیت این مجموعه داستان ها شناخته شد و تن تن با 27 و جناب پرفسور تورنسل با 5 درصد آرا، بعد از او قرار گرفتند. میلو و دوپونت ها هم هرکدام با 3 درصد آرا، به طور مشترک مقام چهارم را کسب کردند.

 

12. متوجه شدید که خیلی های دیگر درباره هادوک با شما هم عقیده اند؟ حالا این نکته را هم در مورد «مرد پیر دریاها» بخوانید: چند وقت پیش روزنامه گاردین نوشته بود که هرژه هنگام نوشتن کتاب خرچنگ پنجه طلایی (که در آن برای اولین بار هادوک ظاهر می شود) از وجود کاپیتانی به این اسم خبر نداشته. ولی بعد خبردار می شود که واقعاً یک ناخدای انگلیسی به این اسم و رسم بوده. ضمناً گفته می شود اسم او از اسم کاپیتان کشتی «المپیک» (خواهرخوانده «تایتانیک» معروف) گرفته شده. یادمان باشد هرژه را دیدیم ازش بپرسیم کدام واقعیت دارد!

 

13. چندی پیش یک داستان ناتمام دیگر هم از هرژه پیدا شد؛ او داستان این کتاب را در 1958 از یک نویسنده دیگر گرفته بود، ولی دو سال بعد پس از کشیدن 8 صفحه، بی خیال کار شد. ظاهراً قرار بوده تن تن اینبار به آلمان (برلین) برود ولی به دلایلی کار را قطع کرده. شاید چون برخلاف بقیه قصه ها، داستان آن از خودش نبوده. شاید هم... کسی چه می داند؟

 

14. نویسنده وبلاگ  tintinesque.blogspot.comکه یک طراح حرفه ای است، نکته جالبی را کشف کرده؛ او می نویسد: «به نظر من خیلى جالبه که هیچکدوم از دخترا با تن تن حال نمی کنن! من که یه دختر رو هم ندیدم که تن تن خونده باشه... البته با توجه به اینکه تن تن شدیداً پسرونه است و شخصیت دختر هم نداره، میشه درکشون کرد... ولى حتى یه نفر؟» راست می گوید ها!

 

15. گویا «میلو» اسم دوست دوران بچگی هرژه بوده که به یاد آن دختر، روی همراه باوفای تن تن گذاشته شده.

 

16. دوپون ها اوایل کار در نسخه سیاه و سفید قصه ها که در روزنامه چاپ می شد، اسم نداشتند بلکه این کارآگاهان دوقلو شماره داشتند: یکى شان X-33 بود و دیگری X-33A!

 

17. اسامی کتاب های تن تن گاهی با سلیقه ناشران داخلی جور در نمی آمدند. به این ترتیب بعضی هایشان در کشور ما نام تازه ای پیدا کردند، به این شرح؛ نیلوفر آبی: گل آبی. عصای شاه اتوکار: عصای اسرار آمیز. ستاره دنباله دار: ستاره اسرار آمیز. راز تک شاخ: اسب شاخدار. گنج های راکام سرخ: گنج های راکام. زندانی های خورشید: معبد خورشید. هدف کره ماه: مقصد ماه. کاشفان در ماه: روی ماه قدم گذاشتیم. ماجرای کلکیولس: ماجرای تورنسل. تن تن و پیکاروها: تن تن و پیکارگران.

ضمناً تن تن در سرزمین شوراها به: «تن تن در شوروی» هم معروف است.

 

18. می دانید که هرژه اول کارش را از یک روزنامه کمیک شروع کرد و ماجراهای تن تن به صورت هفته اى یک صفحه، در آن چاپ می شد. او براى اینکه داستان هایش را هیجان انگیز کرده و خواننده ها را براى هفته آینده تشنه نگه دارد، هر دفعه سعى می کرد تن تن را در یک شرایط وخیم و خطرناک قرار بدهد. جالب اینجاست که او خیلى وقت ها حتى به فکر اینکه بعد چطور باید تن تن را از این اوضاع نجات بدهد هم نبوده؛ ولی در عرض هفته بعد و خصوصاً شب آخر، توی سر خودش می زده تا یک راه حلى براى نجات دادن تن تن پیدا کند!

 

19. آخرین کتاب هرژه یعنی «تن تن و آلفا آرت»، با مرگ او نیمه کاره ماند و انتشاراتی های معتبر دنیا هرگز اجازه چاپ دنباله آن یا کتاب سازی های دیگر را به خود ندادند. با این حال، نسخه چاپ شده از این کتاب در ایران، در حقیقت کتابی جعلیست که بر خلاف وصیت هرژه (که خواسته بود بعد از مرگش کسی ماجراهای تن تن را ادامه ندهد) ساخته شده. البته از ناشرانی که بی اجازه ناشر اصلی کتاب ها و با زیر پا گذاشتن قانون کپی رایت کتاب ها را چاپ می کنند، این دسته گل تازه چندان هم بعید نبود!

 

20. نسخه کامل شده آلفا آرت، کار یک طراح کانادایی به نام «Yves rodier» است. جالب این که او وقتی فقط  17 سال داشت به این کار دست زد.

 

21. چندی پیش انتشارات «کسترمن» که ناشر کتاب های هرژه است، بالاخره از خر شیطان پایین آمد و قبول کرد که تن تن و آلفا آرت را چاپ کند، البته وفادار به وصیت هرژه و به همان شکل ناتمام اش. قبلاً این کتاب توسط ناشری دیگر و با قیمت بالا منتشر شده بود.

 

22. در مورد دیگر شاهکارهای ناشران ایرانی (جدا از حذف و تغییرات مفصل در دیالوگ ها، اسامی و بعضی تصاویر)، باید از رنگ کردن خودسرانه کتاب تن تن در سرزمین شوراها نوشت؛ اصل این کتاب سیاه و سفید است و هرژه آن را رنگ نکرده. شاید کار دختر کوچولوی جناب ناشرین باشد!

 

23. اولین ماجراى تن تن (تن تن در سرزمین شوراها) در ضمیمه کودکان روزنامه Le petit vingtieme چاپ می شد؛ هفته اى یک روز (پنجشنبه ها) و در یک صفحه. با اینکه این قسمت ضعیف ترین داستان در مجموعه کتاب های تن تن است، ولی محبوبیت آن به حدی بود که از همان روزهاى اول انتشار، در روزهایى که داستان تن تن چاپ می شد تیراژ روزنامه را چندین برابر می کردند!

 

24. بیشتر داستان سرزمین شوراها را سردبیر روزنامه شدیداً کاتولیک Le petit vingtieme که یک کشیش دوآتشه و سخت مخالف با کمونیسم بود، به هرژه دیکته می کرد. منبع دیگری که هرژه براى این کتاب استفاده کرده، کتاب Moscou sans voiles بود که آنهم شدیداً ضد شوروى و یک طرفه بود. حالا فهمیدید چرا هرژه در این داستان آنقدر به پر و پای روس ها پیچیده؟

 

25. هرژه یهودی، به خاطر کتاب «ستاره دنباله دار» متهم به ضد یهودی بودن شد؛ چراکه شخصیت منفی داستان در نسخه اصلی، سرمایه داری با اسم یهودی Blumenstein بود. ولی هرژه فوراً همه اتهامات را تکذیب کرده و در چاپ های بعدی، اسم بدمن قصه را به Bohlwinkel تغییر داد. بامزه اینجاست که او این اسم جدید را از نام یک شیرینی فروشی در بلژیک گرفته بود، غافل از اینکه این اسم هم یک اسم یهودی است! بعداً هم که نویسنده و تصویرگر قصه ما متوجه ماجرا شد، دیگر بی خیال شده و به کتابش دست نزد.

 

26. در نسخه اصلی همین کتاب، گروه اکتشافی اروپا (که تن تن جزو آن ها است) با گروه اکتشافی آمریکا سر زودتر رسیدن به شهابسنگ مسابقه دارند. آمریکایی ها در واقع «آدم بدها» هستند و کارهای کثیف و ناجوانمردانه ای انجام می دهند، که البته آخرش مغلوب می شوند. ولی در نسخه ای که بعداً چاپ شد، دیگر این گروه آمریکایی نیست و حتی پرچم آمریکا هم از بالای دکل کشتی شان برداشته شده و پرچم کشور تخیلی «Sao Rico» جای آن را گرفته. اگر گفتید چرا؟!

 

27. می گویند هرژه اعتقاد شدیدی به وفادار بودن و صداقت داشته است. با این وجود او زنش را رها کرد و رفت با یکی از همکارانش ازدواج کرد!

 

28. اسم اصلى هرژه، «ژرژ رمى» (Georges Remi) بود. گویا او حروف اول فامیل (R) و اسم کوچکش (G) را ترکیب کرده؛ یعنى RG که اگر با لهجه جینگول فرانسوى تلفظ کنید، خوانده می شود: Herge!

 

29. هرژه از مشکلات روحی زیادی رنج می برد، مخصوصاً وقتی که فشار کار زیاد می شد. به همین دلیل وقتی در مجله تن تن کار می کرد دوبار وسط کار و بدون اطلاع، غیبش زد! غیبت های او گاهی ماه ها و حتی یک بار بیش از یک سال طول کشید. اولین بار وسط «سرزمین طلای سیاه» و دومین بار در جریان «هدف کره ماه» بود که این اتفاق افتاد. مجله هم که نمی دانست جواب خواننده ها را چه بدهد، می نوشت که: هرژه گم شده!


30. دفعه دوم که هرژه فرار کرد، بعد از چند ماه نامه ای با یک طرح جالب فرستاد که در مجله هم چاپ شد. او در این نقاشی خود را خسته و ولو شده روی مبل نشان می داد و خستگی ناشی از کار زیاد را دلیلی برای غیبت خود ذکر کرده بود. برگشتنش هم به همین اندازه جالب بود؛ وقتی برگشت، طرحی کشیده بودن که کارآگاهان دوقلو به او دستبند زده و دارند برش می گردانند. ضمناً تن تن و باقی شخصیت ها هم هستند و هر کدام متلکی به او می اندازند!

 

31. هرژه اواخر کار، از تن تن تنفر پیدا کرده بود. تاجایی که در آخرین داستان کامل تن تن (پیکاروها) شروع کرد به بازى کردن با شخصیت هاش. مثلاً تن تن که طى همه این سال ها شلوارهاى گشاد می پوشید، یک هو شروع به پوشیدن شلوار جین کرد! یا موتورسوارى می کرد و کلاً رفتارش عوض شده بود. این براى خیلى از طرفداران تن تن خوشایند نبود و خیلى ها را شاکى کرد. یکى دیگر از کارهای عجیب هرژه، بلایى بود که به سر کاپیتان هادوک آورد و به خاطر حقه تورنسل، براى همیشه از خوردن «نوشابه» (!) محبوبش عاجز شد. و این یعنى فاجعه!

 

32. هرژه علاوه بر شخصیت های ماجراهای تن تن؛ در سال 1935 چند شخصیت کمیک دیگر به نام های: ژو، زتی و جاکو را خلق کرد که در 5 کتاب ظاهر شدند. اما آن ها هیچوقت به گرد محبوبیت تن تن هم نرسیدند. این کتاب ها در ایران هم منتشر شده اند.

 

33. به مناسبت هفتاد و پنجمین سال تولد هرژه، مجمع ستاره شناسی بلژیک، سیاره تازه کشف شده ای را به اسم او نام گذاری کرد؛ این سیاره بین مریخ و ژوپیتر قرار دارد.

 

34. آن پسرک چینی «چانگ»، در کتاب «گل آبى» را یادتان هست؟ شاید بدانید که او یک شخصیت واقعی و صمیمی ترین دوست هرژه بوده. «چانگ چون چن» دانشجوی نقاشی در دانشگاه بروکسل بود و در جریان نوشتن کتاب گل آبی اطلاعات خوبی به هرژه داد. ولی بعد چانگ به وطنش برگشت و تصویرگر بلژیکی سال ها از دوست عزیزش بی خبر ماند. همین شد که داستان تن تن در تبت را نوشت تا شاید با توجه به محبوبیت تن تن در دنیا، خبری از چانگ بیابد. خیلی ها اعتقاد دارند این کتاب بهترین کار هرژه است.

 

35. اما بشنوید از آن طرف، وقتی چانگ پیدایش می شود و به اصرار دوستش می رود بروکسل؛ هرژه که دچار مشکلات روحی زیادی بوده، می بیند دوتایی شان خیلی تغییر کرده اند و آن دیدار به خوبى چیزى که هرژه آرزو داشت، از آب درنمی آید... ملاقات هرژه با چانگ (بعد از 42 سال) پوشش خبری گسترده ای داشت؛ وقتی چانگ از هواپیما پایین آمد، ده ها دوربین و خبرنگار دور و برش بودند و او از این قضیه خیلی جا خورد.

36. هرژه براى نوشتن و تصویر کردن هر داستان، از مدت ها قبل مطالعه و تحقیق می کرد که همه چیز تا حد امکان دقیق و واقعى باشد. حتى به لوکیشن هایى که قرار بود در کتاب باشند سر می زد و ازشان عکس می گرفت؛ مثل سفرش به اسکاتلند براى کتاب «جزیره سیاه».

 

37. در ادامه مورد قبل، آن هتل کتاب «ماجرای تورنسل» یادتان هست؟ جالب است بدانید که این هتل واقعاً همان شکلی وجود دارد و در ژنو (سوئیس) است. هرژه برای تحقیق و طرح برداری به آنجا رفته و یک شب در آن اتاقی که در داستان اتاق پرفسور تورنسل است، مانده. بعد هم دفتر هتل را امضا کرده و طرح کوچکی از تن تن را کنارش کشیده.

مدیر این هتل به خبرنگاری گفته است: «نمی دانم بعد از این همه سال، چرا همه مشتریان ما این اتاق را انتخاب می کنند و دوست دارند در آن بمانند!»

گویا صاحب هتل تصمیم داشته تابلو پرتره تورنسل را در آن اتاق نصب کند که بعد بی خیال شده، بی سلیقه!

 

38. ماه گذشته، سالگرد صدمین سال تولد هرژه بود. به همین مناسبت برنامه های بسیاری در کشورهای مختلف جهان انجام شده یا قرار است در سال 2007 بشود. از جمله نمایشگاهی از نقاشی ها و دست نوشته های هرژه که از بیستم دسامبر تا نوزدهم فوریه در مرکز هنری «پمپیدو» پاریس برگزار شد و در آن نامه ها و نسخه اصلی روزنامه هایی که نقاشی های هرژه در آن ها چاپ شده بودند، به نمایش عموم گذاشته شد.

 

39. هرژه عادت بدی داشت و آن شانه خالی کردن از مصاحبه با خبرنگاران بود. مصاحبه های Numa Sadoul با هرژه – که به صورت تصویری بودند - تقریباً تنها مرجع اساسی درباره اوست که مورد استفاده تمام تحقیق هایی که راجع به هرژه انجام شده، قرار گرفته اند.

 

40. زمانی که داستان های تن تن به صورت هفتگى در نشریات چاپ می شد، با پایان هر ماجرا در بلژیک برنامه ای راه می انداختند که مثلاً تن تن بعد از درآوردن پدر دشمنان، ظفرمندانه به وطن بازمی گردد! اعلام می کردند که تن تن فلان روز مثلاً از شوروى برمی گردد و هر کس دوست دارد او را ببیند، بیاید ایستگاه قطار. بعد هنرپیشه اى را به قیافه تن تن گریم کرده و در روز موعود دور شهر می گرداندند.جماعت زیادی برای این برنامه ها جمع می شدند، خصوصاً بچه ها که می خواستند قهرمان محبوب شان را ببینند.

 

41. دو سال پیش به مناسبت هفتاد و پنج سالگی تن تن، برنامه های جالب و بی سابقه ای در اروپا برگزار شد؛ مقام های دولتی بلژیک در جشن های بزرگداشت این شخصیت کمیک شرکت کردند، وزارت دارایی بلژیک یک سکه ده یورویی با نقش تن تن و میلو ضرب کرد، نمایشگاه هایی با عنوان «هنر تن تن» در بلژیک، اسپانیا، هلند و انگلستان برگزار شد، روزنامه های بلژیک در شماره های نهم ژانویه خود مطالب متعددی درباره تن تن منتشر کردند و روزنامه فرانسوی فیگارو یک ویژه نامه 114 صفحه ای با دویست و پنجاه تصویر از تن تن چاپ کرد، دو روزنامه «لو سور» و «لو لیبر» بلژیک ویژه نامه هایی منتشر کردند و حتی هر دو روزنامه به احترام تن تن در شماره روز ۱۰ ژانویه خود هیچ عکسی نداشتند و تمام صفحات روزنامه شان را با کمیک استریپ های هرژه پر کردند و...

 

42. اتحادیه اروپا هم بیکار ننشسته و به درخواست وزارت دارایی بلژیک، پنجاه هزار سکه یادبود ۱۰ یورویی با طرح تن تن و میلو در یک طرف و نقشه قاره اروپا در طرف دیگر ضرب کرد. طرفداران تن تن برای داشتن این سکه ها ۳۱ یورو می پردازند و گذشته از این، در سال ۱۶ میلیون یورو صرف خرید تی شرت ها و لیوان ها و عروسک های تن تن می کنند.

 

43. پنجاهمین سال تولد تن تن هم جشن گرفته شده بود؛ اداره پست بلژیک تمبرهای ویژه ای با تصویر این قهرمان کمیک چاپ و موزه تن تن هم در بروکسل افتتاح شد.

 

44. یکی از هواداران تن تن دست به ابتکار جالبی زده؛ این عاشق حسابی (!) کلکسیونی از تمام اتومبیل های تصویر شده در کتاب های تن تن (که اغلب سیتروئن هستند) جمع آوری کرده. خلاصه دارندگی است دیگر!

 

45. ماجراهای تن تن به پنجاه و پنج زبان دنیا ترجمه شده و کتاب هایش تا به حال بیش از ۲۰۰ میلیون نسخه فروش داشته اند. تن تن و میلو حتی همین امروز هم دو میلیون نسخه در سال می فروشد.

 

46. هرژه به درخواست ناشرهای آمریکایی، چندین بار مجبور به تغییر در کتاب هایش شد؛ از همه مهم تر اینکه اغلب شخصیت های سیاه پوست کتاب تن تن در آمریکا را سفیدپوست کرد! نکته بامزه و معروف این موضوع اینجاست که حتی بعد از سفیدپوست کردن شخصیتی، باز یادش رفت که فحش های کاپیتان را عوض کند و هادوک طرف را «Negro» صدا می کند!

 

47. تن تن، میلو، کاپیتان هادوک، پروفسور تورنسل و دوپونت و دوپونط، پیش از «نیل آرمسترانگ» روی کره ماه قدم زدند! آن ها در کتاب های «هدف کره ماه» و «روی ماه قدم گذاشتیم» موفق به این کار شدند و آرمسترانگ ۱۵ سال بعد از آن ها، در عالم واقعیت.

 

48. روایت شده که پس از انتشار کتاب تن تن در شوروی که مبارزه قهرمانی با یک حکومت کمونیستی را تصویر می کند، هرژه قصد داشت کتاب «تن تن در آمریکا» را نوشته و با همین شدت به حکومت های کاپیتالیستی بتازد. اما نوشتن این کتاب با درخواست مقامات بلژیکی متوقف شد. در عوض از هرژه خواسته شد تا کتابی با عنوان «تن تن در کنگو» را نوشته و بلژیکی ها را به کار و سرمایه گذاری غربی ها در این کشور مستعمره بلژیک تشویق کند.

 

49. هنگامی که در سال ۲۰۰۲ کتاب های تن تن پس از چندین سال ممنوعیت، دوباره در چین اجازه چاپ گرفتند، ناشر چینی اسم کتاب «تن تن در تبت» را به «تن تن در تبتِ چین» تغییر داد که اشاره به دعوای قدیمی ادعای حاکمیت چین بر کشور تبت داشت. در نهایت و با شکایت بیوه هرژه و ناشر بلژیکی و البته با کمک قوانین کپی رایت، چینی ها مجبور شدند نام اصلی کتاب را به آن برگردانند.

 

50. در عوض کار چینی ها، اوایل سال میلادی گذشته «دالایی لاما» رهبر معروف تبتی ها به خاطر معرفی وطنش به مردم دنیا، از تن تن تقدیر کرده و نشان ویژه ای به این شخصیت مجازی اعطا کرد. از قدیم گفتند: موشک جواب موشک!

 

51. هرژه در سال 1939شروع به نوشتن و کشیدن «تن تن در سرزمین طلای سیاه» کرد، ولی با شروع جنگ جهانی دوم این کتاب نیمه تمام ماند. چراکه هم داستان تم سیاسی داشت و هم شخصیت بدش «دکتر مولر» یک آلمانی بود. در سال 1949 هرژه با بدبختی این کتاب را تمام کرد، چون دیگر شخصیت های مهمی مثل کاپیتان هادوک و پرفسور تورنسل وارد دنیای تن تن شده بودند و باید با کلکی آن ها را در کتاب می گنجاند!

 

52. در نسخه اولیه سرزمین طلای سیاه (چاپ 1950) درگیری فلسطینی ها با اسرائیل نشان داده می شد و نشانه های عبری در شهرهای قصه کاملا معلوم بود. اما بعداً در 1970، به درخواست ناشر انگلیسی این ها حذف و یک مملکت تخیلی عربی جای فلسطین را می گیرد. از طرف دیگر، شخصیت های عرب بر خلاف چاپ قبلی - که فقط یک سری شکل شبیه به الفبای عربی ولی کاملاً بی معنی از دهانشان بیرون می آمد - واقعاً عربی حرف می زنند.


53. «اسمردیس»؛ این نام شما را یاد چه چیز یا چه کسی می اندازد؟ اگر تن تن خوان قدیمی باشید، می دانید که این اسم به عنوان مترجم، روی جلد کتاب های انتشارات یونیورسال دیده می شد. درباره این که این استاد چه کسی بوده، و اصلاً زن بوده یا مرد، هیچ اطلاعی در دست نیست. اگر خبری داشتید، ما را هم بی نصیب نگذارید لطفاً!

 

54. تن تن هیچ وقت به ایران سفر نکرد، فقط در کتاب «پرواز 714» است که در فرودگاهی از تهران اسم برده می شود. در عوض یک شخصیت کمیک معروف دیگر یعنی جناب «آستریکس» سفری کوچک به ایران داشته؛ در داستان «آستریکس و قالیچه پرنده»، قالیچه پرنده آستریکس و رفقایش در ایران سقوط می کند و آن ها طی ماجراهایی، یک قالیچه دیگر از هموطنان ما می گیرند!

 

55. یکی دو سال پیش، سردبیر یکی از روزنامه های ایران که ادعای حرفه ای گری اش را تریلی هم نمی کشد، یادداشتی درباره کتاب های تن تن نوشته بود که در آن مشت مشت غلط های فاحش دیده می شد؛ این استاد که در مطلبش سعی کرده بود به زور تن تن را با سیاست پیوند بدهد، در قسمتی از نوشته اش از کتاب «تن تن در تبت» با عنوان عجیب «جست و جو در غار هیولا» یاد کرده بود! یا در جای دیگر، از «مارلین اسپایک» به عنوان کشور تن تن اسم برده بود، که می دانید این اسمی بوده که انگلیسی ها برای مولینسار (قصر اجدادی هادوک) انتخاب کرده بودند و چنین کشوری اصلاً روی نقشه جغرافیا وجود ندارد!

 

56. از این دست اشتباهات وحشتناک زیاد رخ می دهد؛ مثلاً در موردی دیگر که در همین ماه گذشته در هفته نامه ای چاپ شده، نویسنده ای که معلوم است با غیظ شدیدی دست به قلم شده، تن تن را یک «پسر موطلایی آمریکایی» معرفی کرده است!


57. اگر بخواهیم از بین علاقه مندان ایرانی «تن تن و میلو» سه نفر را اسم ببریم، باید به این ها اشاره بکنیم: «مزدک میرزایی» گزارشگر فوتبال، «زرتشت سلطانی» طراح تبلیغات محصولات غذایی روزانه، «حمیدرضا صدر» منتقد معروف سینما و «امیرمهدی ژوله» طناز همکار مهران مدیری. فقط نمی دانیم این سه تا، چرا چهار نفر شدند؟!

 

58. این نقل قول را هم از «مارشال دوگل» سیاستمدار فرانسوی داشته باشید: «تنها کسی که در عرصه بین المللی شبیه منه، تن تنه. چون من و تن تن آدمهای کوچکی هستیم که از قدرتهای بزرگ نمیترسیم!»

 

59. جالب است بدانید که علاوه بر من و مزدک میرزایی و ژنرال دوگل، «اندی وارهول» نقاش و بنیان گذار جنبش پاپ آرت هم طرفدار تن تن و قصه هایش بوده! اندی یک پرتره از هرژه کشیده است که در موزه ملی دریایی گرینویچ لندن به معرض تماشای علاقه مندان گذاشته شده.

 

60. و البته تن تن دشمن هم کم ندارد؛ سرشناس ترین کسی که چشم دیدن این شخصیت کمیک را نداشت، «آلبر کامو» بود. جمله ای از او نقل شده با این مضمون: «کتاب های تن تن به درد هیتلر می خورد.» اشاره این نویسنده معروف، به انگ نژادپرستانه بودن قصه های هرژه است.

 

61. از زرتشت سلطانی به عنوان یکی از هواداران تن تن نام بردیم؛ این گرافیست- موزیسین (عضو گروه راک اوهام) طرحی کشیده بود از روی جلد کتابی تخیلی با عنوان «تن تن در تهران». در این طرح تن تن، میلو، هادوک و کاستافیوره وسط ترافیک تهران بودند و برج میدان آزادی در بک گراندشان دیده می شد. مضحک این که کسی پرینت این تصویر را برای یکی از شبکه های ماهواره ای فکس کرده بود و موجب بحث مفصلی شد که خب معلوم است آقایان مثلاً اپوزیسیون چه پرت و پلاهایی در آن به زبان آوردند!

 

62. حالا که دوباره حرف از زرتشت شد، بد نیست صحبت های خودش را هم درباره تن تن و طرحش بخوانیم: « من کف تن تن هستم! هنوز هم کتاب های انگلیسی اش را می خرم و می خوانم. تن تن قسمتی از بچگی ماست. همیشه فکر می کردم اگر تن تن بخواهد بیاید ایران و تهران را ببیند، چطور می شود و چه می بیند؟ شهری پر از دود، آسمان خاکستری، ترافیک، میلو که رفته زیر ماشین و کشته شده و...!»

 

63. تلاش های بی ثمر بسیاری برای ساختن فیلمی موفق از ماجراهای تن تن و میلو شده، اما فقط مجموعه انیمیشن های ساخت صدا و سیمای بلژیک (!) مورد توجه تن تن دوستان قرارگرفته. CD این فیلم ها را می توانید کنار پیاده روها بیابید، فقط 500 تومان!

 

64. در مورد این فیلم های کارتونی بد نیست بدانید که یک ایرانی هم در ساخت شان دخیل بوده: «پرستو فریور» که در تیتراژ عوامل به عنوان: Coordinatrice de layout از او یاد شده.

 

65. «فیلیپ دوبرکا» کارگردان اروپایی که قصد داشت از ماجراهای تن تن فیلمی بسازد، موفق به این کار نشد. در عوض با اقتباسی آشکار از این شخصیت کمیک، خصوصاً از دو داستان «هفت گوی بلورین» و «گوش شکسته»، شخصیتی مشابه را در فیلم «مامور ما در ریو» (1963) آفرید؛ قهرمانی که یکی از الگوهای «استیون اسپیلبرگ» نامدار برای سر و شکل دادن به «ایندیانا جونز» و سه گانه معروفش بود.

 

66. «ژان کلود وندام» (فرانکی خودمان) گیر داده بوده که در فیلم تن تن، نقش هموطن مجازی اش را بازی کند، اما به سه دلیل موفق به گرفتن این رل نشد: اول- هیکل همچین همچین اش که اصلاً به تن تن با آن اندام قزویت نمی خورد. دوم- سن و سال اش که می دانید هم دوره «ابوالفضل پورعرب» است اما مثل او که به نقش پسرهای دم بخت علاقه دارد، ژانی جان هم دوست دارد هنوز ستاره و یکه بزن باشد. و سوم- اصلاً گروه خونش به این حرف ها نمی خورد!

 

67. این هم یک آگهی در سایتی فارسی زبان که عیناً نقل می کنیم: «23 کتاب از ماجراهای تن تن و میلو بر روی یک سی دی، با تصاویر رنگی و جذاب؛ کتاب ها اصل و به زبان انگلیسی می باشد... قیمت این سی دی بی نظیر که برای تقویت زبان بسیار مناسب می باشد، فقط 2900 تومان می باشد که با پر کردن سفارش، آن را درب (!) منزل تحویل بگیرید سپس هزینه را به مامور پست بپردازید.» بله، اینجور می باشد!

 

68. این آگهی هم سال گذشته در بخش تبلیغات «همشهری جمعه» که اجناس دست دوم را معرفی می کند، چاپ شده بود: «سری کامل کتاب های تن تن و میلو، چاپ انتشاراتی یونیورسال، فقط 100 هزار تومان». با توجه به این که همه «تن تن بازها» دیوانه کتاب های یونیورسال (ناشر قدیمی کتاب های تن تن) هستند، چنین آگهی ای چندان عجیب نیست. پیشتر هم در نشریات دیگر مشابه این را دیده بودیم، شاید اولین بار در «جامه» بود...

 

69. کتاب های تقلبی تن تن هم چاپ شده؛ معروف ترین هایشان «دریاچه کوسه ها» (که از روی فیلمی به همین نام ساخته اند و در ایران هم چاپ شده) و «تن تن در تایلند» هستند که این دومی کتابی زشت است با موضوعی بی ادبی و پر از تصاویر بدبد که تن هرژه را در گور لرزانده. چهار سال پیش پلیس بلژیک گروهی که این کتاب را چاپ کرده بودند، دستگیر کرده و به سزای اعمال ننگین شان رساند. اما شایع ترین نوع تقلید، همان کشیدن روی جلد و شوخی با مکان ها و آدم های مختلف است که زحمت وطنی اش را گفتیم زرتشت سلطانی کشیده. «تن تن در عراق» تازه ترین نمونه این گونه است.

 

70. دو کتاب «کشتی اسرار آمیز» و «پرتقال های آبی» هم از روی فیلم هایی به همین نام چاپ شدند؛ کمیک نیستند و فقط چند تصویر از فیلم شان در آن ها گنجانده شده. هر دو قبلاً در ایران چاپ شده اند. یک کتاب وطنی هم داریم به نام «تن تن و سندباد» که نویسنده اش «محمد میرکیانی» به حساب خودش خواسته در آن دوست ما را تنبیه کند!

 

 


 
تسلیت
ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ مهر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: اجتماعی ، مذهبی

سالروز شهادت حضرت علی(ع)وهمزمان با بازگشایی مدارس را تسلیت عرض می کنم *** ای کاش اینقدر زود مدرسه ها شروع نمی شد.دیشب یکی به شوخی به من گفت که تابستون را تمدید کردند.ای کاش واقعا اینطوری بود. یاد کارهای نکردم می افتم و عصابم خورد میشه.خداحافظ