کولاک

روزنوشته های من

معرفی فیلم:کتاب قانون
ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ بهمن ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: سینمایی

کتاب قانون (فیلم)
کارگردان: مازیار میری
تهیه کننده: محسن علی ا

خلاصه داستان:مهندس رحمان توانا   کارمند عالیرتبه دولت است در مأموریتی خارج از کشور عاشق یک دختر مسیحی می‌شود. در نهایت دختر مسیحی به دین اسلام روی می‌آورد و به همراه رحمان به ایران می‌آید. او که دین اسلام را با اختیار خود و آگاهی از احکام آن پذیرفته با مسلمانان شناسنامه‌ای که در رفتار و گفتارشان احکام را زیر پا می‌گذارند به مشکل بر می‌خورد و...

بازیگران:
پرویز پرستویی
دارین حمسه (بازیگر لبنانی)
داود فتحعلی بیگی
فریده سپاه‌منصور
مهرداد ضیایی،احمد محبی سنگری
فریبا جدی کار
نیره فراهانی
روشنک عجمیان
نگار جواهریان
با حضور ویشکا آسایش

نویسنده: محمد رحمانیان
مدیر فیلم برداری: شاپور پور امین
تدوین: محمدرضا موئینی
طراح صحنه و لباس: شیوا رشیدیان
صدابردار: یدالله نجفی
صداگذار: امیر حسین قاسمی
مدیر تولید: سعید شرفی کیا
طراح چهره پردازی: سودابه خسروی
عکاس: علی تبریزی

محصول:
شرکت سینمایی هفت آسمان
پخش:
موسسه ی نمایشگران
سال تولید: 1386
شروع اکران: 15 مهر 1388
پایان نمایش: 9 دی 1388
فروش در تهران: 900 میلیون تومان
فروش شهرستان ها: حدود 300

انتشار نسخه خانگی: بهمن 1388


 
سه دقیقه در دور بیرجند!
ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ بهمن ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: اجتماعی

امروز به قسمت map گوگل رفتم.اول نقشه 6 قاره بود بعد رفتم تو آسیا و خلاصه ایران و سپس بیرجند.بیرجند چون دور و ورش مرکز استان دیگه ای نیست به خوبی می درخشید.در کناره هاش هم خواف و قاینات و غیره.بجد و امیرآباد و حاجی آباد و دهها جای دیگه هم بودن.خلاصه وار بیرجند شدم و از دانشکده کشاورزی عبور کردم و به بلوار مدرس رسیدم و برای اولین بار در بیرجند گم شدم!اما چون اسمهای خیابونها همه فارسی بودند راهم رو پیدا کردم و راه غفاری را سر گرفتم جابربن حیان و نمایشگاه بین المللی را رد کردم و یک مسیر کوتاه را پیمودم و به جایی رسیدم که در سمت راستم محلاتی بود اما راهم را مستقیم رفتم و وقتی که دانشگاه آزاد را دیدم فهمیدم که خانه نزدیک است!همینطوری که داشتم به سمت میدون دانشگاه می رفتم ناگهان آرم آتش نشانی را دیدم و پی بردم که در کوچه نجات هستم بنابراین یک کوچه پایین آمدم و خود را در خیابان نسرین یافتم یعنی در منزل خودمان!البته اینکه گفتم پی بردم در کوچه نجات هستم، بیرجندی ها فهمیدند که من داشتم خلاف میومدم!شانس آوردم که جریمه نشدم!

در هر صورت سفر باحالی بود.عذر میخواهم باید مرخص شوم.شاید به اروپا رفتم اونهم بدون ویزا!نیشخند

عذر خواهی:با عذر خواهی از غیر بیرجندیان عزیز که خیلی از از این مطلب سر در نیاوردند!


 
من اینجام!
ساعت ۳:٢٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: اجتماعی ، در رابطه با وبلاگ

بعد از چند هفته دوباره این وبلاگ آپ شد.وقتی اومدم خاک گرفته بود و عنکبوت ها از سرو کولش بالا می رفتن.خوشبختانه این عنکبوت ها رفتند و من دوباره برگشتم.

البته خودم قبول دارم که بند بالا خیلی لوس بود اما تو این روزگار همه فیلسوف شده اند.بازیگر هم عکاس می شود،شاعر هم هنرمند! در ضمن فوت آقای منتظری را هم تسلیت عرض می کنم. امتحانات هم تموم شد و من برگشتم تا نبودم را با یک مطلب مفصل جبران کنم.نکته ی جالب اینکه دوستان فیلترینگ کم آوردند و من حالا می تونم به وبلاگ جدید آقای نامداری برم و ما در برابر فیلترینگ کم نمیاریم! در ضمن کلمه((درضمن)) جانشین کلمه ((راستی)) شده و من در هر مطلب حداقل 20 بار این کلمه را تکرار می کنم!نکته ای که مهم است اینکه امروز بهمن شروع شد،اما هنوز تابستان مهمان ماست و هوا از عید هم گرم تره!ما رو باش که از آبان منتظر برفیم و این انتظار را به گورخواهیم برد!!ای کاش یک برفی یا بارونی بباره و ما را با خودش ببره تا دیگه از این آرزو ها نکنیم!نکته ی دیگر در مورد فیلم ها است و اینکه کلوپ ها پر شده اند از فیلم های سوپرمبتذل و بعضی فیلم های باحال و قشنگ هم کماکان در دست توقیف.این روزها را با درس خواندن گذراندم و اخیرا" کمی بچه+ شده ام!پارسال بعد از امتحانات می رفتیم بقالی اما امسال که بافرهنگ(!) شده ایم هر روز در خانه ی مطبوعات هستیم.من هم شنبه ها هفته نامه(امید جوان) می گیرم و تا هفته بعد ازش تغذیه می کنم!فکر کنم بس باشه منم خیلی دستم به قلم(کیبرد!)نمی ره پس تا بعد خداحافظ!