کولاک

روزنوشته های من

40 دقیقه تا دهه ی بعد!
ساعت ۳:٠٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱ فروردین ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: اجتماعی

چهل دقیقه تا آغاز دهه ی جدید یعنی دهه ی نود که آخرین دهه ی قرنه باقی مونده.وقت تماممن هم در حالی که از شدت بازی با کامپیوتر مدام پلک می زنمخمیازه پشت کامپیوترم و دارم می نویسم و دقیقه شماری می کنم!

دهه ی هشتاد دهه ی اصلی زندگی من بود، شاید تمام چیزهایی که یادم میاد از همین دهه است! پس نمی خواهم زندگینامه ی خودم رو بنویسم!خوشمزه

ان شاالله در عید هر روز(اگر استقبال کنید!) می آپم!!زبان

دلقک عید نوروز پیشاپیش مبارک بادهورا


 
برف در اسفند!
ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: اجتماعی

توجه: قرار بود درمورد دهه ی هتاد بنویسن اما این پست ناگهانی باعث تاخیر مطلب دهه ی هشتاد شد.بازنده

صبح دوازدهم اسفند در حالی که فکر می کردم زمستون تمام شده با عجله به ایستگاه سرویس رفتم که انگار از سرویس جا موندم! در هوا ذراتی برف معلق بود که در بیرجند ((پوخل)) نام داره که معادلش رو نمی دونم. کم کم دیدم که برف داره میاد و حتی لباسم سفید شد! و وقتی به خونه رسیدم همه رو خبردار کردم و با تاکسی به مدرسه رفتم. چند ساعتی برف اومد و نشست ولی بعد از نیم ساعت آب شد!مژه

خدا رو شکر که در اسفند شاهد یک برف حسابی بودیم!فرشته

 


 
بوی عیدی!
ساعت ۳:٤٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: اجتماعی

با وجود این که بارو نهای بیرجند  تازه شدید شده  اما انگار بوی عیدی رو می تونیم حس کنیم!بغل

اما با این استقبال سرد دوستان از وبلاگ در زمستان فعلا حس مطلب نیست. شاید تا عید!(البته ممکنه مقصر خودم باشم)ناراحت

بوی عیدی، بوی توپ / بوی کاغذ رنگی / بوی تند ماهی دودی / وسط سفره نو / بوی یاس جانماز ترمه مادربزرگ / با اینا زمستونو سر می کنم / با اینا خستگیمو در می کنم / شادی شکستن قلک پول / وحشت کم شدن سکه عیدی از شمردن زیاد / بوی اسکناس تا نخورده لای کتاب / با اینا زمستونو سر می کنم / با اینا خستگیمو در می کنم

با تشکر از شما دوستان. فعلا تا عید و شاید هم چند روز زودتر! از آخرین روزهای دهه هشتاد لذت ببرید. راستی مطلب بعد احتمالا درباره ی دهه ی هشتاده.تعجب