کولاک

روزنوشته های من

عید قربان و تعطیلات
ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ آبان ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: اجتماعی

ابتدا عید قربان مبارک باد.هورا

امروز روز قشنگی بود. چون روزی بود که استقبال سه روز تعطیلی می رفتیم و من که به مغازه ها می رفتم همه شاد و خندان بودند و هوا هم سرد بود و خلاصه خیلی صفا کردیم.

سه قسمت 24 رو گرفتم و دیدم و امشب قهوه تلخ هم اومده بود و گرفتم و دست جمعی قسمت اولش رو دیدیم و بقیه اش رو در آینده خواهیم دید. سی دی های تسویه حساب و کیفر هم در نوبت اکرانند!چشمک

الآنم تنها برنامه ی جالب تلوزیون در حال پخشه یعنی رادیو7.

فردا هم شاید بریم کوه. دوست دارم که بریم. هوا که سرد میشه دلم کوه می خواد.

در هر صورت بخاطر این سه روز خیلی خوشحالم و امیدوارم خوش بگذره.نیشخند


 
شما که غریبه نیستید
ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ آبان ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: ادبی ، اجتماعی

پائیز و زمستان 88 رو با کتاب گذروندم. تموم فکر و ذکرم کتابخونه ی اتاقم بود. کتاب های تاریخی زیادی می خوندم و حتی کتاب های تاریخی قطوری مثل ((تاریخ جهانگشای)) و  ((تاریخ ایران از آغاز تا انقراض قاجاریه)). کتاب های مختلفی می خوندم و هر جا نمایشگاهی بود می رفتم.  اون عصر پنچ شنبه ی زمستونی رو یادم میاد که  با پسرخالم به نمایشگاه کتاب رفتیم و چند تا کتاب خریدیم. در همون زمستون یکی از بهترین کتاب های عمرم رو خوندم یعنی((شما که غریبه نیستید)) اثری زیبا از هوشنگ مرادی کرمانی که بهتون پیشنهاد می کنم حتما بخونیدش. اون عصر پنج شنبه رو فراموش نمی کنم که با ذوق و شوق 80 صفحه ی آخرش رو خوندم و آخرای داستان گریم گرفته بود. خلاصه این که خیلی کتاب می خوندم و حالا بعد از یک تابستون بدون مطالعه سعی دارم مثل قدیم کتابخون بشم. و این کار رو شروع کردم با دو داستان از مرادی کرمانی یعنی ((مشت بر پوست)) و ((نازبالش)). حالا که کتابخونم رو میبینم به نظرم خیلی کتاب دارم. کتاب های قطور. کتاب های 100 صفحه ای،  مجموعه ی بزرگ کتاب های تن تن و حتی کتاب های دوران کودکی. در هرصورت هیچ کاری به  اندازه  کتاب خوندن لذت بخش نیست.


 
روزگار گوسفندی:6
ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: سریال روزگار گوسفندی

برای دیدن همه ی قسمت ها کلیک کنید

فصل دومعینک

قسمت دوم:چوپان سگ گله ی ما

توی یه مغازه عروسک پشم به سر و آقای چوپان و پشمک رو گذاشته که اندازه ی ده تا آدم هستند! خیلی باحالن. پایینشون هم عروسک کوچیک بقیشونه.از خود راضیعروسک آقای چوپان به سرعت خریداری شد!

به ادامه ی مطلب بروید.


 
روزگار گوسفندی:5
ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ آبان ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: سریال روزگار گوسفندی

دیدن همه ی قسمت ها!(کلیک کنید)

 بعد از ماه ها انتظار فصل دوم

قسمت اول:گوسفند دوروغگو!دروغگو

نظرتون درباره ی این پوستر فصل دو چیه به نظر خودم که عالی شد.تعجب

این قسمت در ادامه مطلب.


 
در انتظار سرما...
ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ آبان ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: اجتماعی

میشه گفت ما الآن وسط پاییزیم یعنی بین مهر و آذر.و تقربا وسط سالیم.

و هوا هنوز سرد نشده. البته به جز دو شب که هوا سرد بود و لباس گرم تر پوشیدیم.

فعلا باید در انتظار برف و باران و سرما باشیم که البته تو این دوسال تبدیل به رویا شدن.باید در انتظار شب یلدا باشیم با این امید که زمستون سرد و پر برفی رو داشته باشیم. البته با وجود موضوع گرمایش زمین کم تر میشه انتظار چنین زمستونی رو داشت.متفکرامیدوارم هر چه زودتر کل ایران سرد بشه چون دلم برای هوای برفی و چتر و دستکش و گرمی شالگردن و سردی هوا تنگ شده و در انتظارشون هستم.

البته اگه پاییزهم با بادو زردی درخت ها همراه باشه قشنگه. قشنگی های که از غم پاییزی کم می کنن.

به نظرمن قشنگ ترین فصل سال زمستونه، البته اگه زمستون باشه وگرنه به نظرم بدترین فصل ساله!

در هرصورت با انار و هنونه به انتظار شب یلدا و زمستون می نشینیم و بعدش هم به انتظار عید!

بعدش هم دیگه  بوی عید می یاد و با هم شعر فرهاد رو می خونیم!!!

ه بوی عیدی، بوی توپ، بوی کاغذرنگی،
    بوی تند ماهی‌دودی وسط سفره‌ی نو،
       بوی یاس جانماز ترمه‌ی مادربزرگ،
            با اینا زمستونو سر می‌کنم،
                  با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم...

حالا باید ببینیم پاییزمون رو با چی سر می کنیم؟!سوال