کولاک

روزنوشته های من

غذاهای ملی و محلی در برابر موج غذاهای فرنگی
ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ تیر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: اجتماعی

این روزها هر کوچه ای حداقل یک فست فود یا رستوران دارد و این فست فود ها برای جذب مشتری از عناوین دروغین زیادی استفاده می کنند. برای مثال حداقل 100 تا فست فود در ایران هست که عنوان "اولین اسنک در ایران" را یدک می کشند! یا عناوین دیگری مثل "اولین غذای رژیمی" ، "مبتکر اولین هات داگ واقعی" و... را بر خود گذاشته اند . و البته باید گفت که این فست فود ها با همین عناوین دروغین مردم را به سوی خود جذب می کنند و مردم هم بدون اهمیت دادن به سلامتی و طول عمر خود این غذاهای چرب وشور و پر از روغن را می خورند و قلپ قلپ نوشابه ی پر از شکر هم در کنارش و همین طور کیلو کیلو به وزن خود اضافه می کنند و هزار جور بیماری می گیرند.

 اما در برابر موج این غذاهای مضر فرنگی غذاهای محلی و ملی خودمان بسیار مقوی و با خاصیت هستند. برای مثال بگذارید شما را با غذایی از جنوب خراسان آشنا کنم. غذایی به نام "قروت بادمجان". ماده اصلی این غذا که رنگ آن بنفش است از قروت (کشک چدنی) مخصوص بیرجند و گردوی کوبیده شده در تغار به دست می آید و برای خوشمزه تر شدن هم از بادمجان سرخ شده با سیر یا سیب زمینی سرخ شده با سیر به عنوان چاشنی در کنار آن استفاده می شود. برای خوردن این غذا مقداری نان خشک شده ی محلی را در ظرفی ترید (همان تلیت عامیانه) می کنند و آن وقت آب به دست آمده را در ظرف می ریزند و با چاشنی های مزبور می خورند.

 اما این غذا علاوه بر طعم خوب و لذیذش برای استحکام و رشد استخوان هم خیلی مفید است زیرا سرشار از کلسیم و فسفر است و همچنین برای تشکیل گلبول های قرمز خون ، که وظیفه اکسیژن رسانی به بخش های مختلف بدن را بر عهده دارند ، هم بسیار مفید است زیرا این غذای محلی یک منبع سرشار آهن است و همه می دانیم که کمبود آهن در رژیم غذایی موجب کم خونی و عوارض منفی آن می شود.

نکته ی جالب این که مشابه این غذا در سایر مناطق کویری ایران مثل کرمان، یزد و بلوچستان هم به چشم می خورد. من فکر می کنم علت این که در گذشته مردم آن مناطق از کشک به عنوان یک غذا استفاده می کرده اند  آن بوده است که به دلیل گرمی هوا نمی توانسته اند مواد لبنی را برای مدت های طولانی نگه داری کنند و با تبدیل شیر به کشک امکان  نگهداری آن برای مدتهای طولانی و تامین نیاز بدنشان به مواد موجود در لبنیات را فراهم می کردند. مانند مردمان شمال کشورمان که برای نگه داری طولانی مدت ماهی آن را دودی می کردند یا مردم بسیاری دیگر از مناطق روستایی و عشایری که گوشت گوسفند را برای نگه داری در طول زمستان تبدیل به قرمه می کردند. جای خوشحالی است که این غذاهای سالم و مغذی هنوز هم در بین مردم مناطق مختلف ایران حفظ شده اند.

حالا خودتان مقایسه کنید غذاهای خوشمزه محلی یا خانگی خودمان (مثل قرمه سبزی و فسنجان)  بهترند یا غذاهای مضر فرنگی که با بهداشت پایین و چربی زیاد تهیه می شوند؟ خودتان قضاوت کنید!


 
دایال آپ در اصفهان
ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: اجتماعی

فعلا که در اصفهان مشغول صفا هستم و البته باید با دایال آپ وبگردی کنم. البته با وجود نفتی بودن خیلی هم بد نیست!زبان

برا همین تا بیست روزی سرزدن به شما و البته نوشتن مطلب خیلی سخته.

البته بیشه می رو ولی اون ا هم حس نوشتن ندارم.

حالا که مطلب مهمی ندارم این رو بخونید. خداحافظ:

یه یارو دستش میشکنه میره گچ می گیره ، از دکتر می پرسه: گچم رو که واکنم می تونم ویولن بزنم؟! دکی می گه آره. یارو می گه: چه عالی چون قبلا نمی تونستم!نیشخند


 
فیس بوک ایرانی، به سبک ادبی
ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٥ تیر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: در رابطه با وبلاگ ، اجتماعی ، معرفی سایت

از امروز عضو سایتی شدم که شدیدا باهاش حال می کنم!نیشخند اسم این سایت بیشه است و یک باشگاه فرهنگی و ادبیه.

صبر کنین یه کم بیشتر براتون بگم. پرشین بلاگ که اخیرا کلی داره به ما حال می ده مثلا با تغییر آدرس(که فیلتر من رو شکوند!) و قابلیت لایک و...

اما حالا گروه سایت های پرشین بلاگ حالی اساسی به ما داد و اون هم راه اندازی همین بیشه بود که یه جورایی فیس بوک ایرانی با ریشه های فرهنگی و ادبی.

با این که من توی فیس بوک صفحه ای نداشتم اما بر اساس شنیده ها می گویم که شباهت های بسیاری داره. اما فارسیه و چیز بدی توش نیست.چشمک

مثلا هر کسی یه صفحه می زنه بعد میره تو گروه ها عضو می شه. مثلا من امروز عضو گروه های تن تن ، اصفهان و.. شدم و می تونم گروه هایی رو هم تاسیس کنم! البته گروه باید ربطی به فرهنگ و هنر و ادب داشته باشه. اما توی صفحه ی خودمون می تونم چیزهای دیگه ای هم بنویسیم.از خود راضی

این سایت قابلیت نوشتن یادداشت و لایک و کامنت و... رو داره. بیشتر توضیح نمی دم تا خودتون برید و عضو شید و به ما هم سری بزنید و حالش رو ببرید.

این چیزی بود که مدت ها دنبالش بودم: یه فیس بوک ایرانی و فرهنگی!چشمک

البته اون جا چیز زیادی در صفحه ی خودم نمینویسم چون خونه ی من کولاکه. و اون جا فقط برای اینه که عضو گروه ها بشم. فعلا خداحافظ.بای بای


 
می‌خواهید در فیلم عرب‌نیا بازی کنید؟
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٥ تیر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: سینمایی

فیلم سینمایی «آمبولانس» به کارگردانی فریبرز عرب‌نیا و تهیه کنندگی محمود فلاّح وارد مرحله جذب بازیگر می‌شود و فراخوان جذب بازیگر برای این فیلم در سایت مربوطه ارائه شده است.

علاقه‌مندان به بازیگری در این فیلم با مراجعه به قسمت «ثبت نام» در سایت رسمی فیلم آمبولانس می توانند، مشخصات و عکس‌های خود را از طریق فرم اعلام شده ارسال نمایند تا در صورت احراز شرایط برای حضور در آزمون انتخاب بازیگر برگزیده شوند.

سایت این فیلم اعلام کرد که از کلیه کسانی که به هر دلیل قصد ارتباط با پروژه سینمایی «آمبولانس» یا عوامل آن را دارند، تقاضای اکید می‌شود تنها و تنها از طریق سایت رسمی این فیلم www.Ambulancemovie.com یا www.Ambulance-movie.com اقدام به این کار نمایند چرا که در غیر این صورت، تماس‌های آنان بی‌پاسخ می‌ماند.

منبع: سایت فیلم آمبولانس

________________________________

نظر شخصی: من هم خیلی دوست دارم در فیلمی به کارگردانی عرب نیا بازی کنم اما حیف که سن من به نیازشون نمی خوره. البته خیلی جالبه که قراره همه ی بازیگرها چه اول مرد، چه اول زن و چه فرعی از همین طریق انتخاب بشن. در کل فکر می کنم فیلم کاملی بشه. محمود فلاح تهیه کننده مختارنامه تهیه کنندگی فیلم را بر عهده دارد و میرباقری هم -که کارگردان مختاره- مشاور عرب نیا در این فیلم است. یعنی در اولین تجربه کارگردانی عرب نیا کمکش می کنن.


 
تابستون آخ تابستون
ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ تیر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: اجتماعی ، سینمایی

همیشه حدفاصل امتحانات و دادن کارنامه ها روزهای خوبی نیست. بعد از دیدن نمره ی کانون 50درصد قضیه حل شد و 50درصدش هم امروز با گرفتن کارنامه ها و خشنود شدن از نمره ها و البته جایزهنیشخندحل شد. با وجود این که جمعه امتحان نمونه دارم اما عملا و رسما تابستونم رو شروع کردم. باور می کنید برای نمونه توی این چند روز حتی یک دونه تست هم نزدم؟!زبان

لطفا شعر زیر را با لحن و ریتم کلاه قرمزی بخوانید:

تابستون، آخ تابستون، آخ تابستون(آرام)

تابستون، آخ تابستون، آخ تابستون(تند)

تموم بچه ها خوش حال و خندون

تابستون، آخ تابستون، آخ تابستون(تند)

تموم بچه ها علاف و ویلون

تابستون فصل گرماست

تابستون فصل دریاست

تابستون فصل خنده

تابستون مال بنده

دیگه من قبول شدم، کلاس تجدیدی هم نمی رم

نه معلم خصوصی دارم، نه عمومی، نه نمره

فقط گردش و تفریح

تابستون قشنگ چه کیفی داره، همه بازی کنن با توپ پاره

تابستون فصل فالوده فروشه

که ایشان! این آقا، این، بستنی هم فروشه(با اشاره به بستنی فروش)

سلام آقای بستنی! کارنامه رو نگاه کن من قفول شدم! جایزه ای، بستنی ای کیم دوقولو ای!(بدون شعر)

-اما نمره دیکتت که کمه.

دیکته نگو که ماتمه(شعر بر می گردد)

همیشه یه چیزیش کمه

فتحه داره، ضمه داره، نقطه داره، دسته داره

روز اول که رفتیم مدرسه

معلممون گفت یه س که دندونه داره

گفتم اکشال نداره

گفت بعدش یه س هم هست که نقطه داره ها!

گفتم خوف اینم اکشال نداره

گفت یه س هم هست قلمبس بعد دسته داره بعد نقطه داره

بعد تازه گفت یه س هست دسته داره!

گفتم اجازه: پس اون سه که ویتامینه آدم میخوره چی می شه؟

بغل دستیم گفت بچه جون س نگو!

بعد تازه فهمیدم یه س های دیگه هم هست.

تازه این که چیزی نیست. تو حساب هم داریم.

1،2،3

(پشت میکروفون)

1،2،3 آزمایش می کنیم.  1،2،3 آزمایش می کنیم

دوستان و آشنایان

آقای کلاه قرمزی قفول شده

آقای کلاه قرمزی قفول شده(کشیده)

ضمنا بقالی داره قند و شکر می ده! بفرمائید.

تابستون، آخ تابستون، آخ تابستون

تموم بچه ها خوش حال و خندون

قبولا توی تابستون چه شادن

همه رفوضه ها کنج اتاقن
خودم تجدید شدم، تجدیدی داشتم

صد و یکصد هزار بدبختی داشتم.

 

 

_____________________________________

برگرفته از فیلم زیبای کلاه قرمزی و سروناز

کلی طول کشید نوشتمش!چشمک