کولاک

روزنوشته های من

فینال جام باشگاه های اروپا
ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: ورزشی

سلام. امروز روز آخریه که اینترنت داریم، گفتم زود این مطلب رو بنویسم. دیشب بعد از 2سال فوتبال نگاه کردم. (از جام جهانی به بعد دیگه فوتبال ندیدمنیشخند)

دیشب فینال جام باشگاه های اروپا بود و کار به پنالتی کشید و متاسفانه بایرن مونیخ بازی برده رو به چلسی باخت.ناراحت

گزارش بازی را در اینجا بخوانید:

دو تیم بایرن مونیخ و چلسی در آلیانس آره نا شهر مونیخ دیدار نهایی رقابت های لیگ قهرمانان اروپا را برگزار کردند که این مسابقه در پایان 120 دقیقه با تساوی یک بر یک به پایان رسید اما چلسی با برتری در ضربات پنالتی، قهرمان اروپا شد.

بایرن مونیخ در نمیه اول مسابقه، تیم برتر میدان بود و حمله های بسیاری را روی دروازه چلسی ترتیب داد اما دفاع متمرکز و پرتعداد بازیکنان چلسی، عملکرد خوب پتر چک دروازه بان این تیم و کم دقتی مهاجمان بایرن مونیخ موجب شد که در نیمه نخست چیزی جز آه و افسوس نصیب هواداران بایرن مونیخ نشود.

در نیمه دوم، حملات بایرن مونیخ ادامه یافت اما باز هم داستان نیمه اول تکرار شد تا در دقیقه 82، توماس مولر موفق شد با یک ضربه سر چکشی طلسم دروازه چلسی را باز کند. در حالی که همگان تصور می کردند بایرن مونیخ می تواند با اداره کردن بازی در چند دقیقه باقی مانده برنده این مسابقه باشد، این گونه نشد و دیدیه دروگبا در دقیقه 88 با یک ضربه سر روی کرنر برای چلسی گلزنی کرد و بازی را به تساوی کشاند تا همه چیز به وقت های اضافه کشیده شود.
در حالی که تنها سه دقیقه از آغاز نیمه اول وقت اضافه گذشته بود، فرانک ریبری درون محوطه جریمه چلسی توسط دروگبا سرنگون شد و داور به نشانه پنالتی در سوت خود دمید تا بایرن مونیخ صاحب یک موقعیت عالی شود اما آرین روبن نتوانست ضربه پنالتی را به گل تیدیل کند و پتر چک این ضربه را مهار کرد.
در نهایت بازی در پایان 120 دقیقه با تساوی یک بر یک به پایان رسید تا ضربات حساس پنالتی تعیین کننده تیم قهرمان باشد.

** ضربات پنالتی:

پنالتی اول را فیلیپ لام برای بایرن مونیخ به گل تبدیل کرد. پس از او، خوان ماتا پشت توپ ایستاد تا پنالتی اول چلسی را بزند اما نویر موفق شد ضربه ماتا را مهار کند.

ماریو گومز زننده دومین پنالتی بایرن مونیخ بود و او نیز موفق شد ضربه خود را به گل تبدیل کند. در مقابل داوید لوئیس نیز برای چلسی گلزنی کرد.

سومین پنالتی بایرن مونیخ را مانوئل نویر دروازه بان این تیم وارد دروازه پتر چک همتای خود در تیم چلسی کرد. فرانک لمپارد کاپیتان چلسی نیز سومین پنالتی این تیم را به گل تبدیل کرد.

اولیچ زننده پنالتی چهارم بایرن مونیخ بود که پتر چک ضربه او را مهار کرد. برای چلسی، اشلی کول پشت توپ ایستاد و پنالتی خود را تبدیل به گل کرد تا همه چیز مساوی شود.

در پنالتی پنجم، شوانشتایگر پنالتی خود را به تیر دروازه زد. پنالتی آخر چلسی را دیدیه دروگبا وارد دروازه بایرن مونیخ کرد تا چلسی با برتری 4 – 3 در ضربات پنالتی قهرمان لیگ قهرمانان اروپا شود.

منبع: جدیدترین اخبار فوتبال

***

منتظر جام ملت ها هستیم. فقط آلمان!


 
گلچین عکس های محمدعلی آقاابراهیمی
ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: عکس

گلچین عکس های محمدعلی آقاابراهیمی (متولد 4 اردیبهشت 1349) در سایت عکاسی.

نام عکس: کلاغ سیاه

نام عکس: غروب

نام عکس: تنفس های آلوده

نام عکس: شربت خانه

نام عکس: کوهنورد

نام عکس: خیره

نام عکس: گردش عصرانه


 
به صد دفتر نشاید گفت...
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: اجتماعی

سلام. این سال تحصیلی هم اومد و رفت به سرعت برق و باد.

شاید به نظرتون برای این مطلب چند روزی  زود باشه ولی ما واقعا تعطیل شدیم!نیشخند

امروز زنگ وسط گفتن که زنگ آخر بیاین نمازخونه. خلاصه ما هم زنگ بعد به جای کلاس رفتیم نمازخونه دیدیم که کل بچه های مدرسه هستن. همه هم شروع کردن به دست زدن و سوت زدن!

ییهو (!) مدیرمون اومدن ماهم  با خودمون گفتیم که جشن تموم شد ولی یکهو حرکت غیرمنتظره ای از سوی مدیر سر زد: ایشون دستهاشون رو بالا بردن یعنی این که محکمتر دست بزنین! ما هم همین کار رو کردیم! پس از چند دقیقه همین حرکت توسط ناظم هم تکرار شد!نیشخند

خلاصه بعد از یک سخرانی و اعطای چند لوح تقدیر برنامه های امتحانیمون رو دادن و گفتن که به سلامت!زبان (1ساعت زودتر تعطیل شدیم اونم 6روز مونده به امتحانات)

یعنی از امروز (1شنبه) تا شنبه که امتحانات شروع می شه ما تعطیلیم.از خود راضیاز خود راضی نکته ی جالب این که مدارسی که امتحاناتشون چهارشنبه شروع می شه هنوز فردا هم دایر هستند!خنده

خلاصه این که از تعطیلی خیلی خوشحال بودیم. ولی یک نکته این که کلاس امسالمون از همه ی کلاس های دیگه ای که تاحالا داشتم بهتر بود و امیدوارم که سال بعد کلاس ها رو عوض نکنن.هیپنوتیزم

به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی

 به صد دفتر نشاید گفت حسب الحال مشتاقی

_________________________________________________

پ.ن: کلاس جدیدمون قبلا مال پیش دانشگاهی ها بود. چون بعد از عید دیگه نیومدن کلاسشون مال ماشد. اون ها هم روزهای آخری که بودن به جز نوشتن اسم هاشون روی دیوار و نقاشی کشیدن، کلی روی در و دیوار یادداشت نوشته بودن و من منتخب اون یادداشت ها رو براتون می ذارم:

1.

چقدر زود دیر شد!

2.

در کف مردانگی شمشیر می باید گرفت

حق خود را از دهان شیر می باید گرفت

3.

به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی

 به صد دفتر نشاید گفت حسب الحال مشتاقی

4.

ما دعا گفتیم و رفتیم از سر صدق و صفا

5.

یادگاری از میثاق جون

6.

teacher's pets : A.S  - S.F

(یعنی حیوان های خانگی معلم!)

7.

book worm (همراه با مخفف دوتا اسم)

(یعنی خرخون ها)


 
دوچرخه سواری در سیل و زیر تگرگ!
ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱ اردیبهشت ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: اجتماعی

سلام.  دیروز اتفاقی برام افتاد که به قول "همساده در کلاه قرمزی" داغون شدم، له له!

ظهر پنج شنبه که تعطیل شدیم دیدم یکم بارون اومده و زین دوچرخم رو خیس کرده، من هم یک پلاستیک کشیدم روش تا وقتی می شینم خیس نشم، سوار شدم و یکهو بارون شدید شد و لباسام کاملا خیس خیس شدن، با سرعت می رفتم و خیس می شدم، کمی جلوتر از مدرسه سه تا از بچه ها زیر یک ساختمون پناه گرفته بودن که با دیدن من خیلی تعجب کردن، من هم رفتم کنارشون و زیر ساختمون وایستادم ولی دیدم که بارون بند نمیاد و به حرکتم ادامه دادم، از بخت بدم یکهو تگرگ شدیدی شروع شد!خنثی

به مسیر ادامه دادم ولی دیدم نمیتونم، چون تگرگ ها محکم می خوردن تو دست و سرم و خیلی هم درد داشت، به اضافه این که بارون تو چشم رفته بود و هیچ جا رو نمی دیدم!هیپنوتیزم پیاده شدم و رفتم زیر یک درخت ولی بازم تگرگ بهم می خورد، تصمیم جدیدی گرفتم، کت مدرسم رو کشیدم روی سرم و شروع کردم به رکاب زدن، ولی فایده ای نداشت چون بازم به دستهام می خورد، سوار بر دوچرخه ایستادم، دست هام رو بردم زیر کتم. سرم پوشیده بود ولی بازم هم تگرگ ها محکم به سر می خوردند. تگرگ ها به شدت به رانم می خوردند و آب می شدند، جوب ها رود خروشان شده بودند، توی خیابون سیل راه افتاده بود، یک لحظه عزمم رو جزم کردم تا راه بیفتم، ولی تگرگ ها من رو سرجام نشوندن!کلافه

یکی دیگه از بچه های دوچرخه سوار کلاسمون رسید به من، اونم خیس شده بود، ولی چون سوئیشرت داشت، کلاه رو سرش کشیده بود و آستین هاش بلند تر بودن و به انگشت هاش می رسیدن، ولی اون هم اوضاع خوبی نداشت، راه نیفتادیم، اون گفت: ای کاش با دوچرخه نیومده بودیم.خمیازه

هرماشینی که رد می شد با دیدن وضعیت اسف بار ما تعجب می کرد. من دادی زدم به نشانه ی این که باید راه بیفتیم!عصبانی تند راه افتادیم، تگرگ امون نمی داد ولی به راهمون ادامه دادیم، تا این که خونه نمایان شد، ولی باید از یک خیابون پرآب رد می شدیم، من رفتم تو آب ها پاهام رفت تو آب و کفشم پراز آب شد ولی ادامه دادم و دوچرخم مثل یک کشتی امواج آب رو شکافت! و به خانه رسیدم، همه از دیدن  سرو وضع من تعجب کردند! موهام به هم ریخته بود، یقه کتم برگشته بود، نصف پیرهنم از توی شلوارم در اومده بود، کفش هام پر آب بود و مثل موش آب کشیده شده بودم!چشم

وقتی بارون شروع شده بوده بابام راه افتاده بودن که بیان دنبالم ولی چون یک جای دیگه ی شهر بودن، خودم زودتر رسیده بودم خونه.از خود راضیاز خود راضیاز خود راضی

یک کلیپ از سر و وضع من تهیه کردیم و من رفتم حمام زیر آب داغ و وقتی که از حموم برگشتم بارون بند اومده بود و اوضاع آروم بود!زبان