کولاک

روزنوشته های من

حرکت جوانمردانه میروسلاو کلوزه
ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: ورزشی

Miroslav Klose - Lazio

سایت گل: پس از کالچوپولی و بحث های مبنی بر شرط بندی و تبانی در برخی از دیدارهای سری آ ایتالیا و حواشی که برای بازیکنانی مانند بوفون مبنی بر دست داشتن در این شرط بندی ها بوجود آمد و محرومیت آنتونیو کونته، چهارشنبه شب شاهد یک شب خوب در فوتبال ایتالیا بودیم ؛ شبی که میرو کلوزه بازیکن با شخصیت لاتزیو و ژرمن ها رقم زد. او نشان داد در "دنیایی که دزد و قاچاقچی دارد مردمان خوبی نیز وجود دارند که می توانند در میان زشتی ها وجود خوب خود را حفظ کنند برای حضور افرادی مانند کلوزه از فوتبال متشکریم."

این یکی از ستایش های بی شمار روزنامه های ایتالیایی از حرکت کلوزه بود. کلوزه 34 ساله نه به خاطر گل هایی که برای لاتزیو به ثمر رساند ، بلکه به دلیل بازی جوانمردانه مورد ستایش قرار می گیرد. در دقیقه 4 بازی برابر ناپولی با ارسال ضربه ی کرنر توپ به صورت ناخواسته به دست میرو کلوزه برخورد کرد و وارد دروازه حریف شد ولی داور بازی خطای هند اتفاق افتاده را ندید و گل را سالم اعلام کرد. اعتراض ناپلی های به جایی نرسید تا اینکه میرو کلوزه در حالیکه برخی بازیکنان لاتزیو او را به سمت دروازه خودی هل می دادند، به سوی داور رفت و از برخورد توپ با دست خبر داد تا گل مردود اعلام شود و بازی کماکان 0 بر 0 ادامه یابد.

میرو کلوزه به روزنامه بیلد می گوید:" من بلافاصله به داور گفتم که توپ با دستم برخورد کرد برای من این گل غیرقابل قبول بود زیرا می دانستم توپ را با دست زدم من می خواهم در یک بازی صحیح برنده باشم."

اما آیا این کار برای ایتالیایی ها یک امر طبیعی بود؟ ظاهرا پاسخ منفی است.

پس از اینکه کلوزه به سمت داور رفت و هند خود را پذیرفت بازیکنان ناپولی به سوی او هجوم بردند و او را درآغوش گرفتند ولی از بهت و شوک نمی توانستند حرفی بزنند.

روزنامه کوریرو دلو اسپورت در این مورد می نویسد:" این یک حرکت قهرمانانه بود که خبر از ظهور یک نجیب زاده می دهد."

روزنامه گاتزتا دلو اسپورت:" میروسلاو کلوزه یک قهرمان بزرگ است او با این حرکت مدال افتخار دریافت کرد."

سپ بلاتر رئیس فیفا نیز می گوید:" براوو به کلوزه! او بازیکن بزرگی است"

بلی شاید در فوتبال ایتالیا کمی این حرکت عجیب باشد اما کلوزه پیش از این نیز در سال 2005 به عنوان جوانمردترین بازیکن آلمان دست معرفی شده بود در دیدار مقابل بیلفد هربرت فاندل داور مشهور آلمانی برخورد دروازه بان بیلفد با کلوزه را پنالتی گرفت اما کلوزه در قبال این پنالتی چه کرد؟ او به سوی داور رفت و توضیح داد که این برخورد بیرون از محوطه جریمه انجام شده است.

انجام بازی جوانمردانه در فوتبالی که با تبانی و رسوایی های شرط بندی، تنیده شده است تنها از بازیکنان بزرگ و جنتلمنی همچون میروسلاو کلوزه بر می آید بازیکن بی حاشیه و دوست داشتنی ژرمن ها که حالا از او به عنوان یک بت در سری آ یاد می شود کاری کرد که شاید تا سالها در فوتبال ایتالیا تکرار نشود.


 
پرسپولیس در فولاد شهر دفن شد!
ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ مهر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: ورزشی

(نام این مطلب برگرفته از نام یکی از مطالب دوست خوبم مصطفی هست)

***

سپاهان2 -0 پرسپولیس؛رونمایی از  سیاهچال /خدانگهدار آقای ژوزه!

در هفته ی نهم لیگ برتر، تیم فوتبال سپاهان اصفهان با دو گل زیبا رقیب سنتی خود پرسپولیس تهران را در فولاد شهر اصفهان شکست داد.هورادلقک

گل های این دیدار را عادل کلاه کج و جواهیر سوکای (بازیکن تعویضی) به ثمر رساندند. عادل کلاه کج با پرتاب ناخواسته ی ترقه در دیدار سپاهان و الاهلی حسابی مشهور شد تا جایی که کلیپش روی صفحه ی اصلی یاهو هم قرار گرفت!

سپاهان پس از گل دوم حملات زیادی کرد، اما با بد شانسی نتوانست گل های بیشتری را به ثمر برساند.متفکر

داور این دیدار مظفری زاده بود، داوری که چند سال قبل در بازی سپاهان و پرسپولیس با اعلام هفت دقیقه وقت تلف شده کاپ قهرمانی لیگ برتر را دو دستی تقدیم پرسپولیس کرد! شنیده می شود این داور در دوران دانشجویی آنچنان پرسپولیسی بوده که گاهی سر پرسپولیس و استقلال کتک کاری می کرده!

در نیمه اول محرم نویدکیا کاپیتان سپاهان در محوطه ی جریمه ی پرسپولیس سرنگون شد اما داور پنالتی اعلام نکرد. هواداران هم شعار داور پرسپولیسی را سر دادند. در پایان نیمه خلعتبری مهاجم سپاهان اعتراض شدیدی به داور کرد اما نویدکیا او را از داور دور کرد.نیشخند

هرگاه محسن بنگر(مدافع سابق سپاهان) صاحب توپ می شد هواداران سپاهان او را هو می کردند، به علاوه هر وقت توپ روی دروازه پرسپولیس می آمد هواداران سپاهان شعار می دادند: بنگر ما گل میخوایم!

در حال حاضر سپاهان با 17 امتیاز در رده دومعینک و پرسپولیس کهکشانی(!!!) در حالی در رده ی پانزدهم قرار دارد که از 9بازی خود تنها 7امتیاز به دست آورده است.زبان

 


 
نقد کلاه قرمزی و بچه ننه: یک کمدی فوق العاده
ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ مهر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: سینمایی
این یادداشت رو با کمی تغییر برای سایت سی نت فرستادم. برای دیدن لینک یادداشت کلیک کنید.

"کلاه قرمزی و بچه ننه" یک فیلم کاملا مفرح است، بیننده را خسته نمی کند و بسیار او را می خنداند. شاید بزرگترین مزیت "کلاه قرمزی و بچه ننه" همین طنز قوی آن باشد. می توان گفت که در هر دقیقه ی فیلم نکاتی طنز گنجانده شده که موجب می شود بیننده لذت ببرد و به دیدن ادامه ی فیلم تشویق شود.

فیلم همانند قسمت های قبلی موزیکال است، اینبار به جای سه آواز پنج آواز دارد که یکی دوتایشان خوب از آب درآمده اند. اما یکی از مشکلات فیلم همین آواز هایش است، با این که موسیقی محمدرضا علیقلی بهتر از همیشه است اما اشعار قوت قبل را ندارند و نمی توانند مانند "آقای راننده" و... ماندگار شوند. با این حال موسیقی علیقلی به ترسیم یک فضای نوستالژیک کمک می کند. برای مثال می توان به موسیقی تیتراژ ابتدایی فیلم اشاره کرد که متشکل است از موسیقی های خاطره انگیز قبلی که اینبار با ریتمی تند اجرا شده اند و شور و حال خاصی را در طرفداران کلاه قرمزی ایجاد می کنند. همچنین می توان به بازخوانی بخشی از آواز "سلام الاغ عزیز" و پخش بی کلام "نترس بچه جون" در دادگاه اشاره کرد که بیننده را به حال و هوای "کلاه قرمزی و پسرخاله" می برد.

بزرگترین نقص کلاه قرمزی و بچه ننه کادر های بسته است که متاسفانه ضربه ی بدی به فیلم وارد کرده و این امر از فیلمبردار باتجربه ای چون ابراهیم غفوری و البته ایرج طهماسب بعید است که شاید دلیل آن دور شدن طهماسب از سینما در سال های اخیر باشد.

عروسک گردانی در کلاه قرمزی و بچه ننه بسیار قوی تر از سری های قبلی است، دنیا فنی زاده که از همان ابتدا عروسک گردانی کلاه قرمزی را بر عهده داشته اینبار حاصل تجربیات خود را به نمایش گذاشته و بر خلاف قسمت های قبلی نماهای تمام قد زیادی از کلاه قرمزی در فیلم وجود دارد.

اکثر بازیگران فیلم دستپرورده های ایرج طهماسب هستند، خسرو احمدی و عیسی یوسفی پور که در دهه ی شصت در برنامه ی"النگ و دولنگ" به کارگردانی طهماسب دیده شدند پس از سال ها مقابل هم قرار گرفته اند و اتفاقا بازی عیسی یوسفی پور (در نقش اکبری) از بازی های خوب فیلم است. هرچند ببعی و فامیل دور در فیلم حضور ندارند اما صداپیشه هایشان یعنی مجمد بحرانی و بهادر مالکی در فیلم بازی کرده اند و صحنه ی ورود آن ها از بخش های جذاب فیلم است. بخش های رویارویی بهادر مالکی (در نقش زندانی) با عروسک ها بسیار بامزه شده است. عروسک گردانان ببعی و فامیل دور نیز حضوری کوتاه در فیلم دارند. بازیگر نقش دادستان مهدی باطبی است که اولین بار در نقش معلم کلاه قرمزی مقابل دوربین قرار گرفت. او و ایرج طهماسب تنها کسانی هستند که در هر سه قسمت کلاه قرمزی نقش آفرینی کرده اند.

اما "کلاه قرمزی و بچه ننه" یک بازی درخشان دارد. حمید جبلی بعد از چند سال استثنائا مقابل دوربین قرار گرفته و با حضور شیرینش سکانس دادگاه را بامزه می کند. جبلی نقش قاضی دلرحمی را بازی می کند که حرکات و رفتار عجیب و غریبی دارد.

در "کلاه قرمزی و بچه ننه" با دو شخصیت جدید و بامزه آشنا می شویم که به جای هر دوی آن ها بنفشه صمدی سخن می گوید، اولی بچه ننه و دومی گل قرمزی که سکانس ورود دومی یکی از جذاب ترین سکانس های فیلم است.

پسرخاله هم مانند همیشه حضور دارد و رفتارش هم فرقی با گذشته نکرده، کاری و بامرام. البته این بار بعدی جدید از شخصیتش یعنی غیرتی بودن را نیز رو می کند! حضورش در دادگاه بسیار دیدنی از آب درآمده و بیننده را به حال و هوای "کلاه قرمزی و پسرخاله" می برد.

پسرعمه زا اینبار شیرین تر ظاهر شده، خنده های بامزه و شیطنت آمیزش بیشتر به دل می نشیند. سکانس بی خوابی اش در پادگان از خنده دار ترین سکانس های فیلم است.

اما نکته ی خوشحال کننده برای طرفداران کلاه قرمزی این است که برخلاف سریال های نوروزی این بار خود خود کلاه قرمزی نقش اصلی است نه فامیل دور و یا پسرعمه زا. ما در طول فیلم با کاراکتر کلاه قرمزی همراه می شویم. هرچند کلاه قرمزی هنوز هم در اول دبستان تحصیل می کند (!) اما رشد فکری او کاملا به چشم می خورد، دیگر کلاه قرمزی نیست که شیطنت می کند و باعث انفجار خانه می شود و لازم نیست که آقای مجری و پسرخاله مراقب او باشند، بلکه خود او بچه داری می کند و قصد ازدواج دارد!

شاید "کلاه قرمزی و بچه ننه" به خوبی دو قسمت قبلی نباشد، اما به طور کلی میتوان این فیلم را را یک کمدی فوق العاده دانست که علاوه بر بزرگسالان کودکان را نیز جذب می کند. من در این دو بار که به تماشای فیلم رفتم چیزی به جز خنده و شادی از کودکان داخل سالن ندیدم و به طور کلی مردم داخل سینما با فیلم همراه شدند، خندیدند، کف و سوت زدند و لذت بردند، آخر سر هم راضی و خندان در حالی سینما را ترک کردند که سکانس ها و دیالوگ های بامزه ی فیلم را به هم یادآوری می کردند.

 

حال اگر کسانی که من را می شناسند می خواهند نقد من را متعصبانه قلمداد کنند، از آن ها می پرسم: آیا آن دو نفر از همراهان من که از کلاه قرمزی خوششان نمی آمد و تاکنون محصولی از کلاه قرمزی ندیده بودند اما از فیلم بسیار لذت بردند و کلی هم خندیدند، به کلاه قرمزی تعصب داشتند؟!