کولاک

روزنوشته های من

مفصلنامه
ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ آبان ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: اجتماعی

سلام و صد سلام به برخی از  دوستان+بقیه دوستان

انشاالله که هفته ی خوبی رو سپری کرده اید.

امروز از اون روزهای حدودا" سرد بود و اتاف خاصی نیفتاد(آره جون خودت)

بالاخره نفهمیدیم الآن فصل کابشن و بافتنیه یا فصل تی شرت و آستین بلند.

خود من کابشن می پوشم و زیرش تی شرت!

هنوز در بیرجند خبری از برف و تگرگ و بارون و سرمای وحشتناک نیست.

به عبارتی دیگر هنوز اینجا تابستونه!

و تو این 50 روز پاییزی هنوز احساس سرما نکردم.

فقط به جز صبح دوشنبه و چهار شنبه و امروز.

خدا کنه هر چه زود تر و زودتر هوا سرد بشه.

خدا کنه.

استاندارد فیلم های ایرانی اینکه همه چیز به خوبی و خوشی تموم بشه و مادر و پدر و پسر و دختر و عمه و زن و شوهر به هم برسن و یا آشتی کنن.مثل همینن فیلم مززززززززززززخررررررررررررف دلنوازان.

شما اگر به این فیلم دقت کنید پی می برید که بازیگرانش چه تصنعی بازی می کنن.البه اصلا" نیاز به دقت کردن نداره!

در این فیلم اگر دقت کنید یا نکید باز هم متوجه می شویذد که بازیگرانش اصلا" طبیعی بازی نمی کنن.مثلا" یارو پشتش رو به یکی می کنه و سرش داد می زنه!