کولاک

روزنوشته های من

این روزها و مدرسه
ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: اجتماعی

1/زنگ ورزش رفتیم توی حیاط و فوتبال بازی کردیم. بعد که تیم من و تیم یکی از بچه ها قرار بود بازی کنیم معلم ورزشمون و ناظممون اومدن و ناظممون توی تیم و من و معلممون توی تیم اون ها! نیشخندبازی باحالی بود با وجود این که اول دو تا گل خوردیم ، بعد سه  تاگل زدیم(چهار تا از گلهای بازی رو بزرگترها زدند!).خیلی بازی توپی بود. منظورم اینه که از دربی مزخرف دیروز یعنی بازی استقلال(شیطان) و پرسپولیس(دلقک) جذاب تر و مهیج تر بود!توضیحات جانبی:از جفتشون خوشم نمیاد.ابله(قابل توجه دوستان کنج کاو)

2/این اولی ها هم پررو و بی تربیتن. دو سال پیش که ما وارد راهنمایی شدیم مثل این ها پر رو نبودیم. نسل دوم و سوم مدرسه ما(یعنی اول و دومی ها!!) با هم رفیق نیستن. برعکس پارسال. پارسال که ما نسل دومی(!!!) بودیم با نسل سومی(!) ها دوست بودیم و سال قبلش که اول بودیم با همون نسل که دومی بودن دوست بودیم.توضیحات جانبی:بزرگ مدرسه بودن(به خصوص توی راهنمایی) خیلی حال میده.

3/انتخابات شورا نزدیکه و من قصد دارم کاندیدا بشم. پارسال نامردها من رو رد صلاحیت(!!!) کردند. وقتی یکی از معلم هامون شنید حرف خیلی جالبی زد که به دلیل حفظ خطوط قرمز نمیشه گفت وگرنه اینجا فیلتر می شه!خنثی