کولاک

روزنوشته های من

در انتظار سرما...
ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ آبان ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: اجتماعی

میشه گفت ما الآن وسط پاییزیم یعنی بین مهر و آذر.و تقربا وسط سالیم.

و هوا هنوز سرد نشده. البته به جز دو شب که هوا سرد بود و لباس گرم تر پوشیدیم.

فعلا باید در انتظار برف و باران و سرما باشیم که البته تو این دوسال تبدیل به رویا شدن.باید در انتظار شب یلدا باشیم با این امید که زمستون سرد و پر برفی رو داشته باشیم. البته با وجود موضوع گرمایش زمین کم تر میشه انتظار چنین زمستونی رو داشت.متفکرامیدوارم هر چه زودتر کل ایران سرد بشه چون دلم برای هوای برفی و چتر و دستکش و گرمی شالگردن و سردی هوا تنگ شده و در انتظارشون هستم.

البته اگه پاییزهم با بادو زردی درخت ها همراه باشه قشنگه. قشنگی های که از غم پاییزی کم می کنن.

به نظرمن قشنگ ترین فصل سال زمستونه، البته اگه زمستون باشه وگرنه به نظرم بدترین فصل ساله!

در هرصورت با انار و هنونه به انتظار شب یلدا و زمستون می نشینیم و بعدش هم به انتظار عید!

بعدش هم دیگه  بوی عید می یاد و با هم شعر فرهاد رو می خونیم!!!

ه بوی عیدی، بوی توپ، بوی کاغذرنگی،
    بوی تند ماهی‌دودی وسط سفره‌ی نو،
       بوی یاس جانماز ترمه‌ی مادربزرگ،
            با اینا زمستونو سر می‌کنم،
                  با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم...

حالا باید ببینیم پاییزمون رو با چی سر می کنیم؟!سوال