کولاک

روزنوشته های من

داستانی از امام علی(ع)
ساعت ۳:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ مهر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: مذهبی

مردی گرسنه از مزرعه ای عبور می کرد.او از کشاورز آن مزرعه پرسید:((غذایی داری تا به من بدهی؟))مرد کشاورز سفره ای باز کرد که در آن یک قرص نان بیات بود.نان آنقدر سفت بود که مرد نتوانست چیزی از آن بخورد.مرد کشاورز آدرس منزل علی ابن ابی طالب را به مرد گرسنه داد و به او گفت که در آنجا از او پذیرایی خواهد شد.مرد به خانه حضرت علی(ع)رفت و حسن و حسین به خوبی از او پذیرایی کردند.مرد گفت:((کشاورزی که آدرس اینجا را به من داد خود نانی بیات داشت که اصلا" نمی توان آن را خورد.))حسن و حسین به آن مرد گفتند که:((آن مرد علی ابن ابی طالب است و اینجا خانه ی اوست.