کولاک

روزنوشته های من

به صد دفتر نشاید گفت...
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: اجتماعی

سلام. این سال تحصیلی هم اومد و رفت به سرعت برق و باد.

شاید به نظرتون برای این مطلب چند روزی  زود باشه ولی ما واقعا تعطیل شدیم!نیشخند

امروز زنگ وسط گفتن که زنگ آخر بیاین نمازخونه. خلاصه ما هم زنگ بعد به جای کلاس رفتیم نمازخونه دیدیم که کل بچه های مدرسه هستن. همه هم شروع کردن به دست زدن و سوت زدن!

ییهو (!) مدیرمون اومدن ماهم  با خودمون گفتیم که جشن تموم شد ولی یکهو حرکت غیرمنتظره ای از سوی مدیر سر زد: ایشون دستهاشون رو بالا بردن یعنی این که محکمتر دست بزنین! ما هم همین کار رو کردیم! پس از چند دقیقه همین حرکت توسط ناظم هم تکرار شد!نیشخند

خلاصه بعد از یک سخرانی و اعطای چند لوح تقدیر برنامه های امتحانیمون رو دادن و گفتن که به سلامت!زبان (1ساعت زودتر تعطیل شدیم اونم 6روز مونده به امتحانات)

یعنی از امروز (1شنبه) تا شنبه که امتحانات شروع می شه ما تعطیلیم.از خود راضیاز خود راضی نکته ی جالب این که مدارسی که امتحاناتشون چهارشنبه شروع می شه هنوز فردا هم دایر هستند!خنده

خلاصه این که از تعطیلی خیلی خوشحال بودیم. ولی یک نکته این که کلاس امسالمون از همه ی کلاس های دیگه ای که تاحالا داشتم بهتر بود و امیدوارم که سال بعد کلاس ها رو عوض نکنن.هیپنوتیزم

به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی

 به صد دفتر نشاید گفت حسب الحال مشتاقی

_________________________________________________

پ.ن: کلاس جدیدمون قبلا مال پیش دانشگاهی ها بود. چون بعد از عید دیگه نیومدن کلاسشون مال ماشد. اون ها هم روزهای آخری که بودن به جز نوشتن اسم هاشون روی دیوار و نقاشی کشیدن، کلی روی در و دیوار یادداشت نوشته بودن و من منتخب اون یادداشت ها رو براتون می ذارم:

1.

چقدر زود دیر شد!

2.

در کف مردانگی شمشیر می باید گرفت

حق خود را از دهان شیر می باید گرفت

3.

به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی

 به صد دفتر نشاید گفت حسب الحال مشتاقی

4.

ما دعا گفتیم و رفتیم از سر صدق و صفا

5.

یادگاری از میثاق جون

6.

teacher's pets : A.S  - S.F

(یعنی حیوان های خانگی معلم!)

7.

book worm (همراه با مخفف دوتا اسم)

(یعنی خرخون ها)