کولاک

روزنوشته های من

این همان آلمانی است که ...
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ تیر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: ورزشی
 
پنجشنبه شب مرحله نیمه نهایی رقابتهای یورو 2012 بود . هواداران تیم ملی فوتبال آلمان همه و همه به امید صعود به فینال بودند ولی با شکست برابر ایتالیا این مهم رخ نداد.

رضوانه نجفی

DFB.ir - در کانون هواداران آلمان در ایران نیز با وجود اینکه هواداران فاصله ی زیادی از تیم خود داشتند اما قلب خود را نزدیک آنان احساس میکردند و در کنار یکدیگر و یکپارچه به یکدیگر امیدواری میدادند و چشم انتظار شروع بازی بودند.

تا اینکه زمان رویارویی آلمان و ایتالیا دو حریف دیرینه فرارسید . پنجشنبه شب تاریکی بود چه برای ژرمن ها و چه برای هواداران آنان در هر گوشه ی دنیا. متاسفانه فوتبال آن شب روی خوش خود را به مردان جوان لو نشان نداد و همه ی امیدها و آرزوها از بین رفتند.
همگی در خود شکستیم و واشکها سرازیر شدند اما متاسفانه با یک شکست فراموش کردیم که لو چه زحمتهایی برای تیم کشیده است .

فراموش کردیم که تیم ملی که مغلوب ایتالیا شده است آن هم در مرحله ای که بسیاری از تیم های بزرگ همچون هلند ، روسیه ، فرانسه و ... آرزوی حضور در آن را داشتند چه قدرتی دارد.
 چه راحت لو را ترسو خواندیم اما ندانستیم که لو ترسو نیست بلکه پرچم دار فوتبال پاک و آرام و جوانمردانه است.

زمین فوتبال میدان جنگ نیست بلکه مستطیل سبز مقدسی است که جوانمردی و بازی پاک و زیبا در آن حرف اول را میزند اگرچه مدتی است که جوانمردی در فوتبال مرده است و برای برخی از تیم ها قهرمانی به هر نحوی ارزش دارد اما ژرمن ها همچنان فوتبال پاک خود را حفظ کرده اند.
 

ما همان هوادارانی هستیم که پیش از یورو گفتیم در صورت ناکامی هم پشت تیم خود هستیم اما چه شد با تاریک شدن مسیر قهرمانی ژرمن ها ما هم تمام حرفها را یادمان رفت و آنها را در تاریکی رها کردیم؟
 

چرا انقدر زود فراموش کردیم که تیم ملی آلمان چه نمایشهایی داشته است و آن را ضعیف و مربی و برخی بازیکنان آنرا ضعیف خواندیم؟

این همان آلمانی است که ، با وجود داشتن جوانترین ترکیب لرزه بر اندام هر حریف قدرتمدی می انداخت.
 

این همان آلمانی است که ، لیونل مسی که دروازه ی ایکر کاسیاس را بارها و بارها با گلهای خود به لرزه درآورد برابر آن حرفی برای گفتن نداشت.
 

این همان آلمانی است که ، تیم ملی آرژانتین را با آن همه ستاره با چهار گل از جام جهانی 2010 حذف کرد و به خانه فرستاد.
 

این همان آلمانی است که ،در جام جهانی و برابر انگلیسی که ایتالیا در یورو 2012 با سختی از سد آن گذشت با به ثمر رساندن چهار گل قدرتمند ظاهر شد و آن را در هم شکست.
 

این همان آلمانی است که ، دفاع مستحکم آن گلزن لالیگا ، کریستیانو رونالدو مرد اول مورینیو را محو کرد و اجازه ی کوچکترین کاری را به او نداد .
 

این همان آلمانی است که ، در یورو 2008 با وجود غیبت مربی خود در دو دیدار مهم تنها با هدایت کمک مربی در هر دو دیدار به پیروزی رسید.
 

این همان آلمانی است که ،هلند ، نایب قهرمان جهان با آن همه ستاره را در هم شکست و به زانو در آورد و لاله های نارنجی را که اسپانیا به سختی قادر به شکست آنها شده بود را در عرض دو سال دو بار پرپر کرد.
 

این همان آلمانی است که ، با وجود مشکلات فراوان از گروه مرگ با 9 امتیاز و از یک چهارم با پیروزی مقتدرانه به نیمه نهایی صعود کرد در صورتی که هلند ناکام و بدون هیچ امتیازی به کشور خود بازگشت.
 

این همان آلمانی است که ، صحبت همه ی کارشناسان و تمام رای ها به سود آن بود و همه صحبت از بازی زیبا و چشم نواز و شانس اول آن برای قهرمانی در هر تورنمنتی میکردند.
 

این همان آلمانی است که ، در جام جهانی 2010 با نبود کاپیتان خود ، پولدی ، میرو و دروازه بان اول خود نویر با تیم ذخیره به میدان رفت و برابر اروگوئه که چندی پیش در رده ی سوم فیفا جای داشت به پیروزی رسید.
 

این همان آلمانی است که ، فوتبال زیبای آن همه را به وجد می آورد و باید دانست که فوتبال پاک همیشه پاک است و فوتبال خشن و ناپاک همیشه ناپاک میماند و همچنین باید دانست که فوتبال ناپاک گرچه تیمی را به فینال و حتی به قهرمانی میرساند اما بارها و بارها پست تر از فوتبال پاکی است که سبب حذف در مرحله ی مقدماتی شود.
 

این همان آلمانی است که ، بازیکن جوان و بی تجربه ی آن توماس مولر با وجود بازیکنان با تجربه و نامدار در جام جهانی 2010 به عنوان برترین گلزن انتخاب شد و صاحب کفش طلا شد.
 

این همان آلمانی است که ، تا پیش از ناکامی آن برابر ایتالیا مربی آن یوگی لو از نظر همه مغز متفکر فوتبال بود اما حالا از نظر برخی ترسو عامل اصلی باخت محسوب میشود.
 

این آلمان همان آلمان است البته کمی قوی تر از جام جهانی 2010 این تیم کم تجربه بود اما باید بدانیم که لو میخواست پایه تیم را محکم کند این تیم با این بازیکنان بی تجربه نزدیک به یک سال پیش برزیل مهد فوتبال را در هم شکست.
 

همه عمر ما در سه کلمه خلاصه میشود و آن این است : زندگی ادامه دارد. پس چرا مدام با یادآوری این شکست زندگی را برای خود غم انگیز کنیم ؟ حالا زمان آن است که از تیم خود دفاع کنیم همانطور که قبل از رقابتهای یورو همگی میگفتیم برد و باخت اهمیتی ندارد ما آلمانی هستیم و خواهیم ماند.
 

چرا پس از این همه نمایش زیبا همه چیز را زیر سوال ببریم و تمام زحمات مربی و بازیکنان را نادیده بگیریم؟
 
چرا به دنبال مقصر این باخت بگردیم و تنها سبب آزردگی خود و دیگران شویم؟

بهتر است بلند شویم و به زندگی عادی خود بازگردیم و همانند گذشته به حمایت از تیم خود بپردازیم و مانند ژرمن ها هیچ وقت امید خود را از دست ندهیم . این تیم تا سال 2014 بسیار پخته تر خواهد شد ، قهرمانی نزدیک است اندکی فکر کنید آن زمان رایحه ی آن را استشمام خواهید کرد.
 

پس نباید خود را ناراحت کنیم به جای اینکه مربی و بازیکنان تیم خود را زیر سوال ببریم و آنها را با القاب ناپسند بخوانیم بهتر است از همین امروز همانند گذشته از آنان حمایت کنیم چراکه آیین هواداری آن است که در مواقع سختی ها و شکست ها از تیم هواداری و حمایت کنیم.
 

به امید پیروزی و روزهای زیبای ژرمن ها در سال 2014 و هواداری محکم تر از گذشته در این کانون گرم از تیم ملی آلمان.