کولاک

روزنوشته های من

ظهر عاشورا
ساعت ٥:٢٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٥ آذر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: مذهبی

مانده تنها حسین

سوی او بی امان

مانده تنها حسین

سوی او بی امان

سنگ می بارد نیزه می آید

سنگ می بارد نیزه می آید

 

گه نظر می کند او سوی خیمه ها

گه سوی علقمه می نماید نگاه

 

 

شده تنها حسین این امیر سپاه

صف به صف گرد او لشگر کوفیان

 

 

مانده تنها حسین

سوی او بی امان

مانده تنها حسین

سوی او بی امان

 

سنگ می بارد نیزه می آید

سنگ می بارد نیزه می آید

 

بر رگ حنجرش خنجری بوسه زد

حنجری بر لب خنجری بوسه زد

بر رگ گردنش خواهری بوسه زد

ناله دلخراش می زد از عمق جان

 

مانده تنها حسین

سوی او بی امان

مانده تنها حسین

سوی او بی امان

سنگ می بارد نیزه می آید

سنگ می بارد نیزه می آید

 

گرد نعش حسین هلهله شد به پا

کوفیان شادمان خیمه ها در عزا

 

 

غرق در خون شده کشته کربلا

شد زمین پر خروش آسمان در فغان

 

مانده تنها حسین

سوی او بی امان

مانده تنها حسین

سوی او بی امان

سنگ می بارد نیزه می آید

سنگ می بارد نیزه می آید

"غلام کویتی پور"