کولاک

روزنوشته های من

به سوی عید...
ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ بهمن ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: اجتماعی

زمستون گرم امسال، به جز دو تا برف(که یکیشون پریروز اومد و بلافاصله آب شد) و فقط یک هفته ی سرد، چیز دیگه ای نداشت، بنابراین من دیگه قید اسفند رو زدم و از حالا به نوروز فکر می کنم.متفکر به سفر مشهد آخر اسفندلبخند، به سفر اصفهاننیشخند، به آجیل و پرخوری بیش از حد(!)خوشمزه، به دیدار با کلاه قرمزی و بابا پنجعلی(سری دوم پایتخت) و همین طور به هفت سین!مژه

از حالا به فکر هفته ی آخر سالم یعنی زیباترین روزهای سال و از همین حالا به فکر پیچوندن مدرسه در آخرین روزهای اسفند!نیشخند 

راستی صحبت از پرخوری شد، عید امسال این قدر چیز های مختلف توی خونه و بیرون و خیابون خوردم که چهاردهم فروردین مسموم شدم زبان و پانزدهم نرفتم مدرسه!

 نظر شما چیه؟سوال

دوست دارین عید کجا برین، چی بخورین؟!! و چیکار کنید؟

نظر لطفا!به من زنگ بزن