کولاک

روزنوشته های من

اتفاق بد
ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: اجتماعی

سلام.دیشب برام اتفاق بدی افتاد.وقتی داشتم از پله بالامی رفتم سر خوردم و سرم به لبه ی پله خورد.بعد بلند شدم اومدم پایین و پرت شدم روی زمین بعد خون از سرم جاری شد و شکافی بزرگ و گشاد کنار چشمم به وجود اومد.بلافاصله و بدون فوت وقت خودمون رو به بیمارستان رسوندیم.بعد روی تخت دراز کشیدم. دکتر اومد و با دیدن زخم من تعجب کرد.چون خیلی عمیق بود و تو فکر مونده بود که چطور اینطوری شدم.بعد یک پرستار اومد و کنار چشمم رو سه تا بخیه زد.ولی واقعا" خدا به من رحم کرد.