کولاک

روزنوشته های من

بازگشت
ساعت ۳:٥۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: اجتماعی ، مذهبی ، در رابطه با وبلاگ

سلام.تصمیم گرفتم دوباره فعال بشوم.برای همین این مطلب پربار را نوشتم.البته از وبلاگ برخی از دوستان.

 به خواسته ی دوستم جمال مطلبی فرهنگی از وبلاگ آقای روشنی می گذارم:

می گویند سواره ای از بیابانی می گذشت . مردی را دید افتاده و از فرط تشنگی و گرسنگی در آستانه موت .
   از اسب پیاده شد و به او آب و غذا داد و بر او نوازش ها کرد . مردک ! چون اندک جانی یافت در فرصتی بر اسب جوانمرد پرید و به تاخت دور شد . جوانمرد بانگ بر آورد : آهای مردک بایست ! وصیتی دارم . چون به آبادی رسیدی آنچه بر من و تو گذشته است برای کس باز مگوی ! مبادا که رسم جوانمردی بر افتد و دیگر کسی دست افتاده ای نگیرد!

حدیثی از نهج البلاغه از وبلاگ آقا محسن:

با مردم به هنگام دیدار و در مجالس رسمی ودر مقام داوری گشاده رو باش و از خشم بپرهیز که سبک مغزی ‌به تحریک شیطان است و بدان! آنچه تو را بخدا نزدیک می سازد از آتش جهنم دور و آنچه تو را از خدا دور می سازد به آتش جهنم نزدیک می کند. (نامه ۷۶ نهج البلاغه)
سرمربی جدید تیم ملی در خطاب به مجری که خود زمانی ابرو بر می داشت!

 

محمد مایلی کهن:بازیکنانی که ابرو بر می دارند به تیم فوتبال بانوان بروند.(اینو خوب اومدی)چشمک

راستی در طول زندگی ام چنین بهاری ندیده بودم.باران هر روز خیابان های بیرجند را خیس می کنه.

 

 

بدین وسیله از تمام دوستان(بابام،پسرخاله،آقای روشنی،آقا محسن،آقا رضا،عمو محمد،جمال،امین،امیر،علی،پسر ایرونی،سروش،حسین آقا،بهنام،پسر عمو  و...)عذر خواهی میکنم و سعی میکنم در به روز کردن وبلاگم فعال باشم.